آمیزه

روانشناسی موسیقیایی; بخش اول

تاریخچه

موسیقی در همان ابتدای پیدایش انسان ، با او شکل گرفت و همزمان با پیشرفت آدمی گسترده شد ، انسان ها در ابتدا دریافتند که اگر به صورت گروهی با استفاده از چوب و سنگ و عمل ضربه زدن و همخوانی به ایجاد صوت هایی خاص و همگام بپردازند ، احساس شعف میکنند ، از آنجا که در آن زمان هر گونه احساس شادی ، خشم ، اندوه و … را به خدایان ربط میدادند ، پس موسیقی را نیز در جایگاهی میدیدند که مختص خدایان بود ، از نخستین لوح های باستانی که در این زمینه کشف شده است ، میتوان به لوح { حوریان ۶ } مربوط به چهل هزار سال پیش اشاره کرد ، که در سوریه پیدا شد ، و نسخه هایی از آن نیز به زبان معاصر ترجمه و اجرا شد ، که به عقیده اساتید موسیقی با نسخه اصلی که در آن سال ها نواخته میشده فرق های زیادی دارد ؛ در همین راستا میتوان به این نکته نیز اشاره کرد ، که نقطه تولد موسیقی به شکلی که هارمونی خاص خود را دارا باشد ، و با زبان مخصوص به خود نوشه شود ؛ خاورمیانه بوده است ، ایران باستان هم در این زمینه پیشرفت های چشمگیری داشته ، و زمینه ساز به وجود آمدن موسیقی کلاسیک غرب شده است ، در اینجا لازم میدانم که بیان کنم ، تمامی سبک های به وجود آمده تا امروز زیر شاخه موسیقی کلاسیک به شمار میروند ، و اگر مدارک به دست آمده درست باشد ، میتوان گفت مهد موسیقی جهان و جایی که در آن موسیقی بدین شکل متولد گردیده ، خاورمیانه بوده ، که اجداد ما نیز در این شکل گیری نقش بسزایی داشتند ، صحبت ها در این باره بسیار زیاد است ، که در حوصله بحث ما نیست ؛ ارسطو اعتقاد داشت که موسیقی به دو نوع تقسیم میشود ، اول آن موسیقی که در همان لحظه شنیدن احساس خوبی به شنونده میدهد ، و نیازمند یادگیری و دانستن دانش موسیقی نیست ؛ نکته ایی که اینجا به آن اشاره میکنم این است ، که ارسطو از اولین کسانی بود که اعتقاد داشت موسیقی یک دانش است ، و هر جوانی در دوره تحصیل باید موسیقی یاد میگرفت و در آن به ژرف اندیشی میپرداخت ؛ پس از نظر ارسطو موسیقی نوع یک ، موسیقی بود که عام مردم با شنیدنش لذت میبرد ، و لازم نبود تا دانش موسیقی را دانست تا به ژرف بودنش پی برد ؛ و اما این نوع از موسیقی از نظر ارسطو ناچیز بشمار میرفت ، از نظر او اصل موسیقی ، آن جلوه ایی بود که به دانش نیازمند بود ، و شنونده باید تا مغز استخوان پیش میرفت ، تا به گنجینه مخفی آن اثر دست پیدا کند ، او اعتقاد داشت که با یک تکه چوب و سرعت ضربه زدن آن چوب به جسمی دیگر میتوان شنونده را ، خنداند .. به گریه انداخت و اورا به اعماق فرو برد ، اما موسیقی ژرف باید بروید بر خاک ذهن آدمی ، مثل بذری شود که طی سالیان در ضمیر ناخودآگاهش جوانه بزند و رشد کند ؛ این گونه است که انسان موسیقی را میشناسد ، و سپس خود را … چنان شد که موسیقی به عنوان یکی از دانش های اساطیری در دنیا شکل گرفت ، در روم از هر گوشه و کناری صدای ساز ها میامد ، در یونان موسیقی به سمت سرود هایی در وصف الهه ها میرفت ، و چه غم انگیز که حال موسیقی غرب که شاید بتوان گفت موسیقی مدرن معاصرش را مدیون دستگاه های باستانی ایرانی و کشور های خاورمیانه است ؛ این گونه میتازد و مینوازد ، ولی جوان های ایرانی گوش دادن به موسیقی سنتی ایرانی را دمده بودن ، و عهد بوقی میخوانند ؛ چه زشت که موسیقی ما از نوع فاخر و ژرف باستانی خود به فکاهی یک مشت دلقک عشق آمریکایی بدل شده است ، که موسیقی را وسیله ایی برای فراهم شدن بساط عیش و نوش پوچ و هرز خود میدانند ، و بدتر آنکه به این نوع از هرزگی افتخار میکنند ، و اگر کسی تن به این افکار سطحی نمیدهد ، در ذهن نادان خویش ، دلیل را نا بلدی آن هنرمند میشمارند ، و نه آنکه این تن ندادن ، جنگ در جبه ایی سخت است ، که بزرگترین دشمن ما در رگ هایش از خون ما دارد ؛ چه خوش گفت سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ، مرده آن است که نامش به نکوبیی نبرند ، این مقاله شامل پنج بخش میشود ، که مطالب در باب نوع شکل گیری موسیقی معاصر ماست ، و این بنده حقیر به نوبه خود این گذر از زمان ، و تحقیق و تفسیر را به اجداد خود تقدیم میدارم ، باشد تا در میان این لکه های ننگ روزگار ، روزنه امیدی باشد برای تمام هنرمندانی که بمان یک انقلابی در جبهه خویش رزم میکنند ؛

نویسنده : داتیس

3 دیدگاه

  • من نمیدونم این رپرای خارجی چی دارن که جوونای ما همه امروز موزیکاشون رو گوش میدن واقعا بار مفهومی نداره فقط تبلیغ مواد و… میکنن

    • فکر میکنم درست نیست اینجور قاطعانه نظر دادن، و شما چقدر در روز رو صرف تحلیل “رپ خارجی!” میکنید که فکر میکنید رپرهای غیر ایرانی “فقط” تبلیغ مواد مخدر میکنند؟؟؟؟؟؟؟

  • بیشتر از شما میخوام خودمو نقد کنم؛
    ما ایرانی ها فکر میکنیم هرچیزی که خوبه و باعث افتخار، از ایران نشات گرفته و همه صفات رذیله از بیرون اومده.😄 راستی راستی باورمون شده:هنر نزد ایرانیان است و بسسسس!
    هموطن من، تا حالا وقت گذاشتی ادبیات نه چندان باسابقه امریکای لاتین رو با همین ادبیات چند صدساله خودمون مقایسه کنی؟ تا حالا وقت گذاشتی اشعار برونینگ رو برای خودت ترجمه کنی؟
    هرجا که انسان زندگی میکنه، فرهنگ و خلاقیت وجود داره، برای چند دقیقه هم که شده از توهم “هنر نزد ایرانیان…” بیرون بیایم💚