یادداشت

گرگ هاي بارون ديده

اولین برخورد و آشنایی جوانان ایرانی با رپ آمریکا از طریق ماهواره و رسانه‌های غربی بود، و این اقشار مرفه جامعه بودند که در ابتدای ورود ماهواره قدرت دسترسی و تهیه این ابزار را داشتند. محله‌‌هایی که اعضای گروه زدبازی و هیچکس، پایه گذاران رپ فارسی، در آن بزرگ شدند هیچ شباهتی به محله‌های فقیرنشین نیویورک ندارد. و با نگاهی به اولین نمونه‌های رپ در ایران در اوایل دهه ۸۰ شمسی متوجه می‌شویم اولین هنرمندان رپ فارسی در ایران، برخلاف آمریکا، از اقشار مرفه یا میانی جامعه بودند.

ساعت پنج بعد از ظهر است. از پنجره به بیرون خیره می‌شوم. آسمان مانند آسمان نیمه‌شب کاملاً تاریک است. تا امروز نزدیک یک ماه است که خورشید را ندیده‌ام. همکارهایم یکی یکی وسایلشان را جمع می‌کنند و از شرکت خارج می‌شوند: Ha det bra ،Goodbye. من هم دستم را به نشانه خداحافظی بالا می‌برم و دوباره به صندلی تکیه می‌دهم. هدفون را روی گوشم می‌گذارم. آهنگ دلخوشی حصین را در یوتیوب پیدا می‌کنم و با چشم‌های بسته شروع می‌کنم به گوش دادن:

گرگ باش، مثل من
مثل ببر
مثل جغد تو‌ پرسه‌های شهر
مثل سنگ تو‌ لحظه‌های سخت تو‌ عرصه‌های تنگ
نعرتو بذار تو‌ بارون‌ و بشکن رد شو حتی قانونو…

این آهنگ چند سالی است که دوست تنهایی‌های من است. بعد از گوش دادن به آن حس می‌کنم با وجود تمامی مشکلات و دلسردی‌هایی که ممکن است در زندگی پیش بیاید باید سعی کنم واقع‌گرا باشم، هدف‌هایم مشخص باشد، نترسم و به مسیرم ادامه بدهم. اینکه در دنیای خوبی زندگی نمی‌کنم و هر چند روز یکبار خبر بدی می‌رسد، ولی با این وجود باید ادامه داد و زندگی کرد.

شخصیتی که حصین در این آهنگ به تصویر می‌کشد تنها منحصر به آهنگ‌های او نمی‌شود و هنرمندهای دیگر رپ ایران مانند یاس، سالومه، بهرام، امیر خلوت، پیشرو، جاستینا و شایع هم در بسیاری از ترانه‌های خود حرفهایشان را در قالب همین شخصیت بیان کرده‌اند. شخصیتی که از جهاتی شبیه Thug یا لات در ترانه‌های توپاک شکور از هنرمندان بنام موسیقی رپ امریکا و جهان است که به نمادی از زندگی جوانان غالباً سیاه و حاشیه‌نشین تبدیل شد. توپاک نه تنها بر رپرهای بعد از خود در امریکا تاثیری محسوسی گذاشته بلکه رپرهای کشورهای دیگر از جمله ایران نیز از او الگو گرفته‌اند. تاثیری که در متن ترانه‌ها و البته شخصیت‌پردازی قهرمان آن قابل مشاهده است. اما چه تفاوت‌هایی میان Thug و شخصیت یاد‌شده در رپ فارسی وجود دارد؟ و آیا این مقایسه اساسا مقایسه درستی است؟ نوشته پیش‌رو می‌کوشد با مقایسه‌ای میان خاستگاه رپ در ایران و آمریکای دهه ۷۰ به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

رپ در آمریکای دهه ۷۰

برای فهم شخصیت لات در ترانه‌های توپاک لازم است دو پیش‌زمینه را بررسی کنیم؛ ابتدا خانواده‌ای که توپاک در آن رشد کرد و سپس خاستگاه سبک موسیقی او. مادر و تعدادی از اعضای خانواده توپاک از مبارزان جنبش سیاهپوستان امریکا در دهه‌های ۶۰ و۷۰ عضو حزب رادیکال پلنگ سیاه بودند. در بسیاری از ویدئوها و مستندهای ساخته شده درباره توپاک می‌توان وی را در لباس مشکی که رنگ سازمانی این گروه است مشاهده کرد. بزرگ‌شدن در چنین خانواده‌ای از یک سو بینش و آگاهی توپاک در مورد تبعیض نژادی و لزوم بسیج سیاهپوستان به مبارزه آن را افزایش داد و از سویی دیگر موجب بی‌پروایی و عملکرد رادیکال او در زندگی‌اش شده بود. لحن پرخاشگرانه او در برخورد با مخالفان و علاقه‌اش به اسلحه و خشونت را می‌توان نشأت‌گرفته از همین پیش‌زمینه و نوع نگاه دانست.

ارتباط میان زمینه‌ی زندگی شخصی-اجتماعی توپاک و موسیقی‌اش را می‌توان در مقیاسی کلان‌تر میان ظهور موسیقی رپ و هیپ‌هاپ آمریکا و مبارزات اجتماعی‌سیاسی سیاهان پیدا کرد. رپ و به طور کلی هیپ‌هاپ به عنوان هنر اعتراضی پدیده‌ای ریشه‌دار در هنر مدرن آمریکاست. ماروین جی. گلدنی در مقاله‌ای تحت عنوان «جنبش هنر سیاهان و هیپ‌هاپ» (۱) این موسیقی را ادامه‌‌ای بر جنبش هنر سیاهان دانسته و تاکید می‌کند که رپ همانند سَلَف خود که جنبشی آلترنانیو و مستقل در زمینه شعر، ادبیات و نمایشنامه‌نویسی بود، هنری خلاق است که جریان اصلی هنر و قواعد زیبایی‌شناسی حاکم را به چالش می‌کشد و همانند آن، عنصر خشم و تاکید بر همبستگی و استقلال جامعه هنری از جریان مسلط هنر سفیدپوستان امریکا در آن دیده می‌شود. مسئله حائز اهمیت دیگرخاستگاه جغرافیایی و شهری موسیقی رپ است. این موسیقی ابتدا در محله برانکس جنوبی نیویورک شکل گرفت، محله‌ای که در نتیجه‌ی سیاست‌های شهرسازی شهردار وقت و تبعیض سیستماتیک علیه رنگین‌پوستان، تبدیل به محله‌ای متروک و فقیرنشین و محلی امن برای توزیع‌کنندگان مواد مخدر و دارو دسته‌های خلافکار شده بود. موسیقی رپ و شخصیت لات در چنین شرایطی خلق شد. لات کسی است که به گفته توپاک می‌تواند از هیچ و نداری به جایی برسد. کسی که برای رسیدن به موفقیت قانون را می‌شکند، در برابر عوامل تبعیض و فقر دست به خشونت می‌زند، با پلیس مبارزه می‌کند و نهایتاً کسی که در این راه دوستان و خانواده‌اش را با خود همراه می‌کند. در واقع لات به این باور دارد که در اجتماعی که دچار تبعیض است مشکلات «فردی» نیست و معضلاتی که شاید فردی به نظر بیایند در واقع همه افراد آن اجتماع را درگیر می‌کنند. از این روست که مبارزه و احقاق حق نیز کنشی جمعی است. این دیدگاه در مصاحبه‌ها و ترانه‌های توپاک، مانند “برندا بچه‌دار شده” و “تغییرات” نیز مشهود است. توپاک در ترانه “برندا بچه‌دار شده” در پاسخ به دوستش که دختر نوجوانی را به‌ خاطر بچه‌دارشدن سرزنش می‌کند، می‌گوید این مسئله تنها مشکل آن دختر و خانواده‌اش نیست بلکه همه جامعه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. وی تاکید می‌کند که رفع مشکلاتی از این قبیل مسئولیت‌پذیری و کنشی جمعی را طلب می‌کند:

متن ترانه

در ترانه “تغییرات” نیز پس از توصیف مشکلات اجتماعی در محله‌های سیاه‌نشین، انتقاد از نژادپرستی، اعمال پلیس در برابر سیاهان، و گلایه از اینکه هیچ چیز عوض نمی‌شود، توپاک با استفاده از ضمیر جمع، خود و مخاطبانش را به تغییر رفتارهای اجتماعی غلطشان و تغییر جامعه فرامی‌خواند:

متن ترانه

از دید دولت و جامعه سفیدپوست طبقه متوسط امریکا، لات نمادی بود از سیاهان خلافکار محله‌های فقیرنشین که مدام قانون را زیر پا می‌گذارند. تصویری مخدوش که سال‌های بعد با تجاری‌شدن رپ در رسانه‌ها نیز تبلیغ شد.

حال با این توضیحات می‌توان نگاهی به خاستگاه رپ فارسی انداخت و پرسید آیا زمینه لازم برای خلق شخصیتی شبیه لات در این موسیقی وجود دارد یا خیر. محیط رشد و طبقه اقتصادی‌اجتماعی اولین رپرهای ایران در مقایسه با به محله برانکس دهه ۷۰نیویورک چگونه است ؟ و آیا می‌توان عقبه‌ای برای رپ فارسی در تاریخ هنر انتقادی ایران همانند جنبش سیاهان امریکا و جنبش هنر سیاهان پیدا کرد یا خیر؟

رپ‌فارسی و خاستگاه اجتماعی

با نگاهی به اولین نمونه‌های رپ در ایران در اوایل دهه ۸۰ شمسی متوجه می‌شویم اولین هنرمندان رپ فارسی در ایران، برخلاف آمریکا، از اقشار مرفه یا میانی جامعه بودند. به نظر نگارنده، دلیل این امر را می‌توان در مجرایی جستجو کرد که این موسیقی از طریق آن به جوانان ایرانی معرفی شده است. اولین برخورد و آشنایی جوانان ایرانی با موسیقی غربی از طریق ماهواره و رسانه‌های غربی بود، و این اقشار مرفه جامعه بودند که در ابتدای ورود ماهواره قدرت دسترسی و تهیه این ابزار را داشتند. محله‌‌هایی که اعضای گروه زدبازی و هیچکس، پایه گذاران رپ فارسی، در آن بزرگ شدند هیچ شباهتی به محله‌های فقیرنشین نیویورک ندارد.

البته این معنا نیست که نابرابری و تبعیض، دغدغه و موضوع ترانه‌های این هنرمندان نبوده است. موضوعات اجتماعی بخشی جدانشدنی از آثار «هیچکس» است اما عناصری مانند خشم و کینه از طبقه حاکم و پلیس و همچنین تاکید بر کنش اجتماعی مانند آنچه در ترانه‌های توپاک وجود دارد، در این آثار دیده نمی‌شود. به طور مثال در ترانه “قانون” هیچکس ضمن انتقاد از پلیس و سیستم قضایی در بازداشت مجرمان ساکن پایین شهر، آنها را قربانی نابرابری در جامعه می‌داند ولی این انتقاد به سمت کینه و اعمال خشونت نمی‌رود.

در سال‌های بعد نیز که این موسیقی کم کم در دسترس سایر طبقات جامعه قرار گرفت، با وجود پرداختن هنرمندان این سبک به معضلات اجتماعی مانند فقر و نابرابری، مواد مخدر و فساد، هنوز عناصر موجود در شخصیت لات در شخصیت‌های رپ فارسی دیده نمی‌شود. حتی در ترانه‌های رپرهایی که تاکید بیشتری به پایین‌شهر‌نشینی و سختی زندگی در محله‌های فقیرنشین می‌کنند، فارغ از توصیف شرایط دشوار زندگی و مشکلات اجتماعی، نشانی از رفتار خشونت‌آمیز در برابر پلیس یا دعوت به کنش جمعی مانند اصلاح رفتار یا اعتراض دیده نمی‌شود. به طور مثال علی سورنا در ترانه مجنون شهر، با وجود ابراز نفرت شدید به نابرابری اجتماعی، در نهایت تنها بی‌تفاوتی‌اش در مورد برچسب‌هایی که جامعه به او می‌زند، نشان می‌دهد:

کثافت صدای من
کثافت شهرمِ
مهم نیست بـُردن
مهم نیست بهترین شدن بدون جرأت
مهم نیست فرصت
مهم نیست هر روز زیادتر شدن عقدت توی حس قدرت
مهم نیست دشمن
بهم بگو راست بگو چپ
بگو داغ بگو سرد
بگو شاد بگو تلخ
بگو باد بگو برف
بگو لات بگو رعد
بگـــواین دیوونه ست
واسه‌ی من مهم نیست گفتت

یا آهنگ «اختلاف» از هیچکس، با وجود تصویری‌سازی کم نظیر از اختلاف طبقاتی شهر تهران مخاطبش را تنها به ابراز تنفر و فحش دادن به دنیا دعوت می‌کند:

یکی همسن تو سواره ماشین خدا بهت پوزخند می‌زنه می کنی با کینه دعا
که منم می‌خوام مایه دار بشمو عقده رو کنم ترکش
دعا نکن بی‌اثره نمی‌کنن درکش
می‌خوای بخوابی تو بیا بیداری کابوس ببین
بیا باهم به این دنیا فحش ناموس بدیم

رپ فارسی و پیشینه اجتماعی

زمینه دیگری که باید مورد بررسی قرار گیرد، وجود ارجاع، ارتباط یا وابستگی جریان اعتراضی رپ فارسی به جنبش‌های اعتراضی در تاریخ مدرن ایران است. پرداختن به این موضوع به طور حتم، نیازمند کار پژوهشی مفصل و جداگانه است اما اینجا می‌توان به اجمال ادعا کرد که در ترانه‌های اجتماعی و سیاسی رپ فارسی ارجاع یا تعلقی، لااقل روشن، به مبارزات چه در دوران پهلوی یا بعد از انقلاب ۵۷ و موسیقی و هنرمندان متعلق به این مبارزات دیده نمی‌شود. شاید پخش قسمت‌هایی از سخنرانی علی شریعتی در «یه روز خوب میاد» از هیچکس و آیت الله طالقانی در «شاه مست و شیخ مست» از سالومه ام‌سی تنها نمونه‌های موجود از چنین ارجاعی باشد. به عبارت دیگر، بر اساس ارجاع به ترانه‌های رپ‌ فارسی می‌توان گفت، برخلاف رپ آمریکایی دهه‌ ۸۰، این جریان خود را متعلق به سنتی اجتماعی یا مبارزاتی نمی‌داند.

این در حالی‌ست که در رپ آمریکا ارجاع به مبارزات سیاهپوستان و شخصیت‌های فعال آن به کرات و به روشنی وجود دارد. به طور مثال در ترانه و ویدئوی مشهور “با قدرت بجنگ” از گروه «پابلیک انمی» که با جملاتی از سخنرانی یکی از فعالان جنبش مدنی سیاهان شروع می‌شود به وضوح به عناصر مبارزات سیاهپوستان مانند مارتین لوترکینگ و لباس‌های فرم حزب پلنگ‌های سیاه اشاره شده، مالکوم ایکس نیز بارها و بارها در آثاری مانند “ کلام خِرد” از توپاک و “ رهبران” از ناس مورد ارجاع قرار گرفته است.

با توجه به تفاوت‌هایی که به طور مختصر در این یادداشت بدان‌ها پرداخته شد می‌توان ادعا کرد که شخصیت لات را نمی‌توان آنطور که در آثار توپاک و دیگر هنرمندان رپ امریکا به تصویر کشیده شده، در رپ ایران پیدا کرد هرچند این به معنای ارزش‌گذاری بر جریان اعتراضی رپ در ایران و یا ادعایی در مورد آینده‌ی آن نیست. رپ موسیقی توده‌ی جوانان شهری است که دغدغه‌های خود را با توجه به واقعیت‌های محیط زندگی و محدودیت‌های اعمال شده از سوی جامعه و حکومت، ابراز می‌کنند و البته آنها بارها به خاطر هنجارشکنی و بیان همین دغدغه‌ها مجبور به پاسخ‌گویی شده‌اند. قهرمان ترانه‌های هنرمندان دهه شصت ایران مانند حصین، شایع و جاستینا با وجود آسیب دیدن از شرایط اجتماعی، نه انسان‌هایی هستند که در کلام اعتراضیشان نشانی از اعمال خشونت (مانند استفاده از اسحله، درگیری با پلیس) باشد و نه برای خلاصی از وضعیت نابسامان، دیگران را تشویق کنش جمعی می‌کنند. اینها در عوض جوانانی هستند که از شرایط موجود زخم خورده‌اند، هنجارهای دولتی یا اجتماعی را برنمی‌تابند و قوانین را زیر پا می‌گذارند. آنها گرگ‌های باران‌‌دیده‌ای هستند که سعی می‌کنند با شرایط موجود کنار بیایند و به زندگی ادامه دهند.

به قلم”بهروز اقاخانیان
منبع: میدان