مقاله

پژوهشی علمی و تخصصی در زمینه هویت موسیقی رپ (با بررسی چهار عامل فرم ،ریتم،ملودی وهارمونی)

موسیقی ژانر رپ( Hip hop music )

بیش از آن که درگیر هارمونی ها و ساختار های پیچیده تئوریک باشد،معطوف به کوبش ها و ریتم های مهیجیست که کاملا در راستای مضامین اعتراضی و اجتماعیست. اصلی ترین محوریت(Ultimate Value) این سبک کیک ها و آبجکتیو های محرک میباشند،کوبش از اساسی ترین و حیاتی ترین عناصر یک ریتم رپی محسوب میشود که نماد فریاد یک انسان دردمند و یک وجدان بیدار و بسیار پریشان از شرایط پیرامونی و اجتماعی میباشد.
متاسفانه تا بحال هیچ سند و مقاله ای در متن و وصف حالات موسیقی ژانر هیپ هاپ در طی این مدت که بیش از پانزده سال از ذات پیدایش آن در ایران میگذرد نگاشته نشده است و این شفاهیات سینه به سینه انتقال پیدا کرده است.این مقاله یک نگاه تحلیلی بر جز به جز عناصر مصرفی در یک موسیقی رپ دارد.به زبانی ساده به دنبال جوابی برای چرایی حالات میباشد.
مقاله ای که در حال حاضر پیش دست شماست ،به شما در مورد عناصر و فلسقه درونی آنها به منظور آگاهی و درک مستقیم از چیزی که روزانه میسازید و یا گوش میدهید نوشته شده است.

فرم

واژه فرم (Form) در لغت بمعنای شکل و ساختار و نظام…است (فرهنگ عمید/جلد دوم) و در موسیقی به نظام ایده های موسیقایی در واحد زمان گفته میشود.موسیقی فقط در قالب زمان موجودیت میابد،قالبی که در آن صدا ها آغاز میشوند،دگرگون میشوند و تکرار میشوند و پایان میپذیرند.( مبانی موسیقی/کیوان جعفر نژاد)
یکی از عناصر فرم موسیقایی تکرار میباشد،که از اصلی ترین لایه های موسیقی رپ(GAVE) محسوب میشود،اما چرا به راستی تکرار در رپ به این میزان دلنشین ومهیج است؟درحالی که در ژانر های دیگر،”تکرار” تم ها و موتیفهانشانه ضعف و بیخردیست.
گروهی آن را به نیازی این سبک از تضاد ها و واریاسون های عمیق و در یک دیدگاه کلی معتقدند، رپ به این خاطر که بسیار ناچیز است ، جایگاهی در علم موسیقی ندارد.
قبل از پاسخ دادن به این دیدگاه باید به بررسی یک تحلیل جامعه شناساسی پرداخت.

جامعه شناسی هنر موسیقی را یک فرهنگ اجتماعی و یکی از آداب و رسوم جوامع جهانی در نظر میگیرد.شرایط جهانی به گونه ایست که فاصله میان بخش های آن بشدت در حال کم شدن است ،یعنی ارتباطات و شبکه های جهانی بشدت در حال گسترشند و این موجب تحول در فرهنگ جوامع و ساختار و کارکرد اجزای آن میشود.(آنتونی گیدنز/از پایه گذاران جامعه شناسی در کرسی های دانشگاهی)
لذا وجود یک موسیقی جهانی و مشترک بشدت نیاز میشود،چیزی که وصف حال جهان امروز در هزاره سوم باشد،همواره آرمان ها سهم بسزایی در جهت دادن به فرمهای موسیقایی داشته اند،بلاشک مهمترین و بزرگ ترین خواست بشریت در این برههه از زمان استقلال و رهایی جستن از چنگال های بی رحم جهانخوارانی است که چشم بر روی شرافت و حقوق انسانی بسته اند و با بی شرمی تمام جهان را به زندان بان بودن محکوم کرده اند،آرمانهای رپ بدون جا انداختن یک “واو” بی شک همین بوده است و چند دهه مبارزه و دادخواهی این قشر در جلودار بودن(در خط مقدم مبارزه) قابل ستایش و تقدیر است.
کدام یک از انواع هنر اینچنین پتانسیل بالقوه ای به جهت آرمانگرایانه بودن خواست ها را دارد؟کدام نوع موسیقی به اندازه رپ میتواند جلودار جریان اصلاحات و تغیرات باشد؟
بلاشک رپ تنها هنریست( جدید است) که بیش از نیم قرن صدای انسان های آزاده بوده است،صدای مردان و زنانی که بیگناهند و شرافت آنها در گرو آزادیشان هست.
در پاسخ به دیدگاهی که در متن بالا مطرح شد ،میتوان گفت به هیچ وجه موسیقی رپ ناچیز نیست و کاملترین نوع هنر(مناسب با حال و حوای آداب اجتماعی امروز جهان) است.(هنری که در خدمت مردم نباشد بهتر است از پشت ویترین در موزه ها نمایان شود)
رپ به این جهت آسان (نه ساده) است که قابل فهم باشد،برخورداری یک موسیقی از فرم های پیچیده (به آن جهت که ملزم به زیبا آفرینی هرچه بیشتر میباشد) ومشکل (در انتقال فهم مشترک) در رپ یک ایراد است ،زیرا شنوده به دلایل گوناگون تحت تاثیر و نفوذ احساسات در جریان موسیقی قرار میگیرد که تعبیر آن در میان ملل مختلف به یک شکل نیست.به زبانه ساده میان دو نفر که تحت تاثیردو فرهنگ جغرافیایی مختلف به موسیقی جز گوش میدهند بدون شک تفاوت دیدگاه وجود دارد.رپ امروزه یک فرهنگ جهانیست و تفسیر آن در همه عالم نماد آزادی و سرکوب ظالم است. نماد در هم کوبش چهارچوب های نظام سلطه.پس میتوان نتیجه گرفت که تکرار طبیعت موسیقی رپ است و نه یک قانون مدون شده.این فرم هرچند در ظاهر مختصر و کوتاه است اما در میدان عمل تاثیر گسترده ای بر افکار جهانی داشته است،ساده اما پرمتحوا!
رپ از این نگاه خیلی به کتاب شبیه ،هنر یک کتاب در آراستگی صفحات و طرح روی جلد آن نیست (اینها تنها موجب زرق و برق هر چه بیشتر خواهند شد).بلکه در محتوای درون آن است.
موسیقی رپ بدور از زرق و برق موسیقیهایی مثل پاپ و تا حدودی راک و متال به کار خودش ادامه داده است و این سادگی موجب گرایش اکثریت نوجوان ها و جوان ها به آن شده است.

ریتم

قلب رپ با ریتم میتپد و صدای کوبشی که از آن بر میخیزد،قطع شدنی نیست.کوبش های پیاپی در همه جای ژانر هیپ هاپ شنیده میشوند.کوبشی شبیه به مشت های گره شده که نقطه توجه موسیقی رپ است.اگر کیک یک موسیقی رپ نکوبد اصولا اون موسیقی رپ نیست هر چند که اعتراضی باشد!فضایی که در موسیقی رپ ایران در طول چند سال اخیر شکل گرفته است اگر چه لحن اعتراضی،فلسفی دارد اما به یک جریان عملا بی اثر بدیل گشته است.زیرا یک جنگجو(رپر) تا زمانی میجنگد که صلاحش بجنگد(بکوبد)،کوبشی که در موسیقی رپ وجود دارد ،موجب انگیزه و برافروختن آتش جنگ در راستای آرمانهاست.فضای ناامیدی جای امید را در بین رپر های فارس گرفته است، رپ اکثریت ،در یک معنای روشن میخواهد بگوید:نجنگ،جنگیدن بی فایده است!
متاسفانه این عده کم هم نیستند و با تاثیر منفی که روی رپ میگذارند منجر به حاشیه نشین شدن رپ شده اند.
به عنوان یک آهنگساز به شما توصیه میکنم که تنها راه برانگیختن افکار عمومی در جهت آرمان های رپ دوری جستن از ریتم های سرد و اصرار ورزیدن به ریتم های سراسر مهیج و کوبش اهدافیست که سرانجام منجر به پیروزی خواهد شد.
کیک یک ترک رپ از بین تمام ژانر های موسیقایی بلند تر است،تا اول شنیده شود و اینکه نیمی از مردم جهان طرفدار موسیقی رپ هستند بخاطر همین جسور بودن و انقلابی بودنش میباشد.
وقتی یک رپر بین کیک های بلند از مشکلات جامعه حرف میزنه ،دردش بیشتر به دل میشینه،نه ببخشید، دردش تو سرش میکوبه!این چیزیست که منجر به انفجار و بیداری مغز ها خواهد شد،کوبش میفهمونه که شما کاملا جدی هستید واین باعث میشود شنونده کاملا به حرف های شما گوش بده ،یک فرصت طلایی برای انتقال و آموزش هیپ هاپ!چیزی که از ابتدا مد نظر رپرهای آندرگرند(UNDER GRAND) بوده است،اونا معتقد بودن افکار هیپ هاپی میتونه مقدمه تغیرات اساسی در یک جامعه باشد.
از سال ۲۰۱۲ به این سو یک جریان موسیقی از جنوب امریکا تحت عنوان موسیقی ترپ شکل گرفته که متکی به ریتم ها ی کوبشی و متغریست که زیر سایه یک تم تکرار شنونده ،منجر به شکل گیری یک تئوری قوی در مورد کابرد ریتم در موسیقی رپ شده است.اصلی ترین مشخصه ان کیک ۸۰۸ میباشد که با ک
چیزی که خیلی سریع جای خودشو بین آهنگساز ها باز کرده و چاشنی خوشمزه هیپ هاپ تو خیلی از ترک های هیپ هاپی شده.
ترکیبات ریتمیک ترپ بر خلاف گذشته که بکل ثابت بودند در محتوای اسنر ها و های هت ها دستکاری کرده است و با چینش و جابجایی گه گاه سریع آنها جریان و هاله موسیقی رو دست خوش رنگ آمیزی زیبایی کرده است که البته همچنان در این موسیقی همان عنصر کوبش با شکل قوی تری حضور دارد و ریتم کیک ها همچنان بر کل جریان موسیقی میتازد.ترپ با تغریاتی که اعمال میکند موسیقی رو از اول تا آخر توسط ریتم ها دچار تغیرات کوچک و گه گاه بزرگی میکند.
در مقایسه با دوران قبل(اولد اسکول) میتوان گفت در گذشته ریتم ثابت بود و ملودی ها و هارمونی ها بیشتر تحت تاثیر تغیرات قرار میگرفتند اما در موسیقی ترپ ما با یک جریان ملودی ثابت( و یک هارمونی کم رنگ ) روبرو هستیم که لابلای موجی از ریتم های مهیج شنیده میشود و بمراتب جریان موسیقی ترپ زیباتر از قبل و محکم تر از همیشه آرمانگراست.
آبجکتیو و اشیا در گذشته برای تنوع در ریتم ها (مانند صدای آژیر ماشین پلیس،شلیک اسلحه،جیغ…)بسیار مورد استفاده بودند اما امروزه بدلیل چند لایه بودن ریتم ها احساس و نیازی به وجود آنها دیده نمیشود مگر برای فضا سازی در لابلای موسیقی یا برای نشان دادن یک سناریو(متن ) قبل یا در وسط و یا در انتهای ترک.
بیت بوکسینگ (beat boxing) یا اجرای همزمان ریتم و ملودی یکی از انواع دارم کیت های ملودیک است که زیرایی آن به سبب عامل انسانی قابل کنترل است و بی تردید یکی از عناضر فرعی ژانر هیپ هاپ میباشد.قواعد بیت بوکسینگ و ریتم نویسی به وسیله هجا ها امروزه بیش از پیش این هنر زیبا رو مورد توجه قرار داده است.

ملودی

جریان ملودی در موسیقی رپ همواره به جهتی بوده است که تماما در جهت اثر بخشی بر روح و به چالش کشیدن فکر باشد،ملودی های کوتاه،کامل و اثر گذار که معمولا از ۲ یا ۴ میزان فراتر نمیروند،سادگی مهم ترین اصل در ملودی نویسی به سبک هیپ هاپ میباشد،ویژگی ملودی های هیپ هاپی بسته به ژانر و سبک بیت رپ متفاوت است.اما شکل عموم آنها برگرفته از یک آرپژ(نواختن نتهای یک آکورد پشت سر هم)میباشد که علت آن ریتمیک بودن و خوشمزه بودنش است.گه گاه ملودی های کوتاهی از سبک راک و جز با تغیر لحن وارد موسیقی هیپ هاپ شده اند.
فرایند ملودی سازی بسیار مهم و جدی است،ملودی باید قدرت به حرکت آوردن یک لشکر پونصد نفری رو داشته باشه،تا تاثیر گذاری حرفی که زده میشه پونصد برابر بشه!لحن ملودی باید شجاع باشه،مثل کوه پشت سر کیک ها بایسته و هم گام با موسیقی جلو بره،با توجه به حال و هوای کار نیاز به تغیر در گوشه هایی از ملودی وجود دارد.سعی کنید تغیرات رو هر چه بیشتر انجام بدید البته با توجه به اصول هیپ هاپیش،معمولا فرم ملودی بیش از آنکه از نظر زیرایی تغیر کند ،دست خوش تغیرات ریتمیک میشود.البته در موسیقی اولد اسکول ملودی ها ثابت بودند ولیکن تعداد ملودی هایی که شنیده میشد زیاد بود.شاید نزدیک به ۱۰ نوع ملودی مختلف شنیده میشد که با هم ترکیب شده بودند ،اما به هیچ وجه ساختار هیچ کدام تغیر نمیکرد،در واقع تحث تاثیر یک یا دو سیگل کامل(کادنس کامل) آکوردی چندین خط ملودی ساخته میشد و بعدا با هم ترکیب میشدند،بعکس در موسیقی ترپ ما در دور ترین حالت دو یا سه دسته ملودی بیشتر نداریم و تغیراتی هم اگر اعمال شود بر ساختار ریتمیک ملودی اثر مستقیم میگذارد.صدادهی ملودی های هیپ هاپی بیشتر پیرو الحانی فانتزیست که کمتر از صدای ساز- های زنده بهره میگیرد و اگر هم استفاده شود حتما با اعمال افکت های مربوط لحنی خاص و منحصر بفرد پیدا میکند.ملودی خط بیس در گذشته کاملا ریتمیک بود و در نقش یک حامی به کوبش کیک ها لحن میداد،اما امروزه خط بیس کشیده و با کمترین تغیر پشت صحنه ملودی ها و ریتم جای میگیرد و بیشتر نقش یک پَدِ بیس، رو در پر کردن فضا به عهده میگیرد.این ایده از دو جا سرچشمه میگیرد،اول آنکه صداهای بِیس به طور کُلی عقلانی تر هستند و بر خلاف صداهای زیر که احساسی اند، بیشتر انسان رو درگیر تفکر و اندیشه میکنند،دوم اینکه صداهای بیس بدلیل طول موج بلندشان اگر تقویت شوند موجب لرزش اشیا میشوند و به همه چیز جان میدهند!فلسفله این جان دادن ،همسو شدن تمام حواس و تسلیم شدن در مقابله با اَهدافیست که رپر تو حرفاش بیان میکند،اگه هنگام پخش یک ترک ترپ رو مبل لم داده باشید احساس قدرت و شهامت تا دلت بخواد بهت جذب میشه.(فقط خدا کنه که اون لحظه رپر ما هم سو از آرمان های رپ گپ بزنه)،یعنی صداهای بم در منطقه پایین اتاق پخش میشوند و به عکس صداهای زیر در فضای فوقانی اتاق.
ملودی هیپ هاپی شخصیت دارد!در واقع صدایی که ملودی را یدک میکشد باید نماینده یک حرف یا یک تجربه شخصی باشد،ما میدونیم که امروزه رپر ها سعی میکنند از واقعیت های خودشون تعریف کنند و چیزی رو بسازند که یا بچشم خودشون دیدند و یا به غلط یا درست بودن آن ایمان دارند.
لحن ملودی باید گویای همین مطلب باشد،تو موسیقی رپ ملودی هویت مشخص خودش رو داره و صدایی که قراره جریان کل موسیقی رو یدک بکشه باید برگرفته از فضای متن باشد(سناریو).اصلا انگار رپ ساده سازی شد تا فضا بهتر درک شه،یک تفاوت مهم دیگه بین موسیقی اولد اسکول و جریان موسیقی امروز این بود که در گذشته فواصل بین ملودی زیاد بود و سعی میشد از کلیت گام بهره کافی و کامل گرفته شود(به این دلیل که موسیقیدانان هیپ هاپ در گذشته بیشتر تحت تاثیر کاری سایر ژانر ها قرار میگرفتند و به تقلید از سبک و سیاق موسیقی پاپ و راک سعی در ساختن و نوشتن موسیقی داشتند)
اما در جریان موسیقی امروزی(مثلا ترپ) فواصل ملودیک کمتر شده است و در عوض ملودی با تغیرات ریتمی به مایه ریتم ها کمک میکند،که البته هنوز جا برای کار کردن در زمینه ملودی رپ بسیا زیاد است.آینده ملودی های رپ در حرکت به سمت موسیقی های گیم بسیار امید وار کننده است.ویژگی های بسیار مشترکی بین ملودی های گیم و ساختار آنها با نوار ملودی های هیپ هاپی وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.

گِیم

آهنگسازی به سبک گیم و بازی یکی از دست نخورده ترین حوزه هایی هست که میتوان به عنوان یک منبع بی پایان به آن اشاره کرد،ملودی گیم چه در شرایطWAR (جنگ و اقسام مختلف آن) و چه در حالت MIND(بازی های فکری) برگرفته از تم های گوناگونیست که مشخصات آنها به شرح زیر است:
۱-ملودی ها اکثرا برگرفته از یک اکسپرسیونیسم(هیجان نمایی)متنی که بسته به حالات و شرایط کارکتر اصلی گیم در حال تغیر هستند، تاثیر میگیرند.
۲-فانتزیسم و تخیلی بود آن نشان از اتفاقاتی دارد که گویا جهانی(ایده آل ) دیگر در انتظار کاوش آن است.
۳-بر پایه زمان حجم میگیرد و کاسته میشود،لذا میتواند بیانگر شرایط کاملا واقعی از یک تجربه،اتقاق یا رخداد باشد.
۴-محوریت و چینش آن بر اساس اولیت هاست ،که سراسر درگیر تنش ها و برخوردهای محیطیست و به معنای واقعی کلمه حقیقت متن است.(زبان کل جریانات و اتفاقات است)
با یک نگاه کنجکاوانه میتوان ریشه های بسیار زیادی بین ملودی های موسیقی گیم و آرمان های ملودی در رپ دید،اصل شخصیت سازی ملودی بر اساس تناژ صدای رپر چیزیست که باید مورد توجه قرار گیرد،هر قدر که ما به شرایط اتفاقات متن به وسیله آهنگسازی نزدیک شویم ،موزیک ما به جریان واقعی خودش نزدیک تر خواهد شد،یادمون باشه که پرداختن به ملودی در فضای گیم بیشتر از پرداختن در فضای فیلم و سینما در موسیقی رپ تاثیر گذار است،به دو دلیل:
اولا که فیلم بر اساس یک واقعیت دروغ ساخته میشود و آهنگسازان فیلم تحث تاثیر یک دروغ، احساس و عواطف را به خودشون القا میکنند.
ثانیا موسیقی فیلم در کل جریان فیلم ایفای نقش نمیکند و تنها در حضور اتفاقات سایه بر کل جریان میاندازد.
که موسیقی گیم در هر دو مورد بر خلاف گیم نه یک واقعیت دروغ است(اصولا واقعی نیست)و نه برش میخورد زیرا همانطور که گفته شد زبان فکر و بدن کارکتر،موسیقی گیم میباشد و اصولا در گیم کلام از طریق موسیقی و ابزار های پویا و فعال رد و بدل میشود.
بنابراین پرداختن به فضای موسیقی های گیم میتواند در روند کاری یک آهنگساز رپ موثر تر باشد و گیم میتواند صد در صد یک راه حل خوب برای آینده رپ و نوآوری در موسیقی ژانر هیپ هاپ تلقی شود،بیش از این پرداختن به موسیقی گیم از حوصله این مقاله خارج است و نیاز به پرداخت زمانی مجزا در رفتار شناسی این پدیده و تاثیرات دیالکتیک آن میباشد.

هارمونی

علم هارمونی نظارت میکند بر عمل حل شدن آکورد ها و اجزه میدهد تا ملودی(معمولا با یک فرود یا یک صعود ) به حیات خود ادامه دهد،هارمونی موسیقی رو کامل میکنه و بهش شکل میده و بر تمام اتفاقات و جریانات زیرایی نظارت میکند تا هیچ نتی در ملودی غلط نواخته نشود.دقیقا مثل یک سایه دنبال موزیک حرکت میکنه و روحشو زنده نگه میداره. (آکورد به نواختن چند نت به صورت هم زمان در یک واحد زمانی گفته میشود)در موسیقی رپ ،هارمونیزاسیون معمولا در یک یا دو سیگل آکورد خلاصه میشود،در گذشته بیشتر از آکورد های ریتمیک برای ملودیک کردن ریتم استفاده میشد .(داکتر دریDr Dre استاد استفاده از این سبک آکوردی بود)اما امروزه کمتر از خاصیت آکوردی در موسیقی ترپ استفاده میشود و به جای استفاده از آکورد در یک صدا ،به پخش کردن آکورد میان تمام اجزای موزیک توجه میشود.معمولا نت پایگی رو به کیک ها میدن و با تیون کردن کیک ۸۰۸ جریان ملودی همراهی میشود.در یک حالت دیگر با استفاده از کیک ها و خط بیس و ملودی و یک پد میدل(منتطقه صوتی وسط بین ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز) یک هارمونی در چهار لاین نوشته میشود.البته در بخش تنظیم میشه از روش های مختلقی در اعمال هارمونی استفاده کرد.استفاده از آکورد های ساسبند دو و چهار در ترویج حس شک و ترید بسیار گزینه خوبی در جهت مبهم شدن یک اثر هیپ هاپی میباشد.

 

آهنگسازی به شیوه هیپ هاپ در عین سادگی بسیار سخت و طاقت فرسا میباشد،چون شما باید چیزیو بسازید که شبیه هیچ کاری نباشد و این ایراد درستی هست،چون ملودی های هیپ هاپ خیلی کوتاه هستند و اگه قرار باشه تکراری باشن دیگه واقعا هیچ ارزشی ندارن،همینطور در مورد ریتم ها و سایر اجزا این امر صادق است.
بنابراین خلاقیت ،خلاقیت و باز هم میگم خلاقیت !تنها چیزی که اگه شما تو این سبک داشته باشید محبوب خواهید شد همینه،اما واسه خلاق بودن شناخت کافی بسیار لازم است ،شناخت از چی؟
یک آهنگساز هیپ هاپ باید به تمام سبک های موسیقی مسلط باشد و حد اقل یکی دو تا کار در سبک های مختلف داشته باشد،شناخت بستر های مختلف موسیقی برای یک آهنگساز
هیپ هاپ ،بسیار حیاتی است و او باید از موسیقی فراتر باشد و انواع هنر های مختلف رو تجربه کنه و یاد بگیره.یک ناخون فداکار باید داشته باشد و اونو تو تمام سوراخ های موسیقی و هنر فرو کنه!
فیلم ببینه و بر اساس اون یه تیکه آهنگسازی کنه،تجربه آهنگسازی تاتر بسیار به شما کمک خواهد کرد که درک درستی از اتفاقات متن و صحنه داشته باشید،یادمه وقتی برای اولین بار این حس رو تجربه کردم از شدت خوشحالی شبها خواب نداشتم! تئوری موسیقی یکی از ملزومات هست؛حتی رپر ها هم باید دنیبال یادگیری موسیقی باشند تا بتونن ارتباط موثر تری با آهنگساز داشته باشن و خواسته هاشون رو بگن.
متاسفانه اکثریت جامعه آهنگسازان هیپ هاپ بی سواد هستند و چیزی از موسیقی نمیدونن(این یک هشدار بزرگه!) و میخوان تا ابد حسی کار کنند،بهشون قول میدم که همیشه اندازه گوشاشون میمونن و بر عکس کسایی که از جان و دل موسیقی میخوون و کار میکنند فردای درخشان تری خواهند داشت.
امید وارم از خواندن این مقاله لذت برده باشید و محتوای فلسفی ژانر هیپ هاپ به خوبی آشنا شده باشید.

در پایان بررسی چند فاکتور مهم

در بیان تفاوت میان رپ و موسیقی راک و متال (دو موسیقی زیر زمینی )
(با دخیل کردن اصلاحات متنی /جامعه شناسی موسیقی –نویسنده:پوریا مفتون)

۱-در اجرای موسیقی رپ به هیچ وجه نیاز به حضور مبرم نوازنده ها نیست و خیلی راحت میتوان از نرم افزار های(مانند اف ال استودیو و گیتار پرو و …..) کامپیوتری به منظور آهنگسازی و تنظیم و میکس و مسترینگ استفاده کرد.در حالی که در سایر ژانر ها مانند راک و متال نوازندگی یک امر ضروری است و راهی که هنرمندان راک و متال (شاید نزدیک به ده سال) پیش میگیرند تا به قدرت نهایی برسند به هیچ وجه در موسیقی رپ معنا ندارد.
۲-در مورد موسیقی رپ ضرورتی به دانستن علم قوی موسیقایی الزاما وجود ندارد و آزمون خطا (ساختن و گوش دادن و مجدد ساختن) یک راه حل کلی برای جلو بردن پروژه میباشد. (البته به شخصه معتقدم این افکار به هیچ وجه با تئوری های اصیل هیپ هاپ در تضاد نیست ،اما دانستن تنوری موسیقی میتواند راهی برای دستیابی به آن چیزی باشد که در موسیقی رپ دستنخورده باقی مانده است)این در حالیست که در موسیقی راک یک تنوری کاملا قوی و راهبردی وجود دارد که بدون درک و فهم عالی آن هیچ کاری به سمت جلو حرکت نخواهد کرد.
۳-در موسیقی رپ احتیاجی به ضبط استودیویی ساز های مختلف وجود ندارد و شما به طور دائم با مجموعه ای از وی اس تی ها و سمپلر ها سر و کار دارید که پس از استفاده از میتوانید به راحتی از آنها خروجی بگیرید،در حالی که در موسیقی راک و متال به سبب وجود نویز حاصله از وسائل الکتریکی ،بجز در استودیو ها نمیتوان به کیفیت مطلوب و نهایی نزدیک شد.
۴-موسیقی رپ احتیاج به مکان خاصی برای تمرین ندارد(بسیاری از رپر ها از جمله دوستان خودم شب ها در کنار هم جمع میشوند و به اجرای فری استایل و گنگستا بتل میپردازند).البته وجود یک مکان خوب و عالی در پیشرفت مساله رپینگ بسیار موثر میباشد.اصولا فضای استودیویی برای موسیقی زیر زمینی بسیار مفید است،زیرا کیفیت نهایی کار رپر ها وقتی که در کنار آهنگسازان چیره دست کار میکنند بسیار با زمان قبل متفاوت است با این حال موسیقی رپ را میتوان با حد اقل ها پیگیری کرد.در حالی در موسیقی راک مساله تجهیزیات بسیار حیاتی و مهم است.
۵-اشعاری که در موسیقی رپ مورد استفاده قرار میگیرد به مراتب از قید و بند های شعری آزاد تر است و به خوبی با اصل موسیقی هماهنگ است،این در حالیست که هنوز که هنوزه هیچ پیوند خاصی بین اشعار متال و موسیقی آن شکل نگرفته است .
۶-با توجه به ریتمیک بودن مساله ریتم در شعر رپ ،طبیعتا تعداد کلماتی که در یک شعر رپ استفاده میشود چندین برابر سایر ژانرهاست،در مقایسه با موسیقی راک و متال که شعر در فضاهای مختلفی به ضورت ناپیوسته شنیده میشود و به شنوده خود فرصت بیشتری برای فکر کردن میدهد موسیقی رپ بر اصل معنا و تحکیم معنایی اصرار دارد.
و مهمترین عامل و مشخصه رپ آن است که به اندازه رگ گردن به مخاطب خود نزدیک است،چیزی که هیچ یک از صدها ژانر دیگر هرگز در دسترسی به ان موفق نبوده اند!

به قلم “شروین پاکزاد” ( آهنگساز و پژوهشگر سبک رپ )

5 نظر

اینجا کلیک کنید تا نظرتان ارسال شود