گزارش یادداشت

نگاهی مجدد به ” چیزی زیر نور خورشید تازه نیست “

در ۲۱ اسفند ۹۶ بود که البومی با نام “چیزی زیر خورشید تازه نیست”منتشر شد.چهارمین مجموعه از رپر مستعدی به اسم میرتک که در تشکل “دورخیز” در کنار فرزان و آرش چاووشی کار میکند.این البوم حاصل همکاری مشترک دو عضو این تشکل است،یعنی آرش چاووشی(اهنگساز)و میرتک.در کنار این دو شاهد یک اهنگساز مهمان به اسم تهرنگ هستیم که وظیفه ی پرودیوس کردن دو ترک “فرجام” و “بختک” را به عهده داشته است و همینطور شاهد فرزان به عنوان رپر مهمان هستیم،که بر اساس چیزی که در همکاری های قبلی میرتک و فرزان دیده ایم،این دو زوجی مناسب و عالی و مکمل برای همکاری هستند.

چیزی زیر خوشید تازه نیست البومی است متفاوت و نواورانه در این فضای پر از کلیشه ی رپفارس که متاسفانه میتوان گفت به دلیل متفاوت بودنش مورد حمایت تعداد اندکی از رسانه ها قرار گرفت.با ما همراه باشید تا در ادامه تحلیلیه ، البوم را مورد بررسی قرار دهیم.

 

محتوا

میتوان محتوای این البوم را در دنیای کلیشه ای و  عبث رپ فارس نکته ای مثبت و قابل تأمل برای میرتک در نظر گرفت .

“چیزی زیر نور خورشید تازه نیست ”  به ما میرتکی را نشان میدهد که از اوضاع بشر غمگین و نا امید است و تراژدی های مختلف دنیای ما انسان ها را به تصویر میکشد ؛ او از انحراف جنسی سادومازوخیسم و جنون جنسیت گرفته تا اینده سیاهی برای این سیاره و موجوداتش که شاید توسط تکنولوژی نابود شود نگران و عصبانیست . میرتک در این آلبوم همچون رادیکالی عمل میکند که تعریفات زیبایی را در دنیا امروز به چالش میکشد .

اکثر اهنگ های البوم نگاه میرتک به دنیای پر شیب و فراز امروز که او آن را “بادیِ پوچی” مینامد شرح میدهند. میرتک با عصبانیت خواستار صلح در میان جنگ های زمین است و در این وسط هم گاهی فضای آلبوم را شخصی تر میکند که اوج آن در ترک “سراب” است.

اما چه چیز هایی در محتوای این البوم نهفته است که آن را تبدیل به نقطه ی قوتش میکند؟

مهم ترین نکته ای که در ابتدا خودنمایی میکند سخنان به دور از کلیشه آلبوم است.حرف هایی کمتر زده شده و یا اصلا به زبان نیامده که با کلماتی که هوشمندانه انتخاب شده اند و جلا پیدا کرده اند.میرتک حتی در شیوه ی انتقال محتوای خود نوآورانه عمل میکند.مانند استفاده از زاویه دید اول شخص در ترک “لنز” که خودش را جای لنز دوربین میگذارد و  دیدگاه های خود را درمورد رسانه ها و لنز به دستان و تعریفشان از زیبایی بیان میکند.

 در ترک های “دخترک”  ، “فلسفه در اتاق خواب” و “قدیس” زاویه ی دیدی به شیوه ی زیبایی همواره در حال تغییر است.یک شیوه ی جدید و جالب دیگر که میرتک استفاده کرده است حالتی است که شاید فقط در ترک “نگاه” از بهرام مشاهده کرده ایم.شیوه ای که مخاطب در تمام طول گوش دادن به اهنگ درست متوجه نمیشود که قضیه از چه قرار است اما در اخر کار با یک جمله متوجه کل محتوا میشوید.به عنوان مثال در بخش اول قطعه ی دخترک شاهد حرف های عاشقانه ی فردی به یک دختر هستید اما درست نمیدانید که میرتک از زبان چه کسی صحبت میکند.در همان اوایل میرتک در بین حرف های عاشقانه ی خود به دخترک میگوید “با دستای نحیفت بزن حلقه دور کمرم” و در اخرین ثانیه های آهنگ هنگامی که به صورت سوم شخص دارد داستان دخترک قصه را توضیح میدهد میگوید:”اینو گفت و زدش حلقه دور کمر شیطان”.در آن اخرین ثانیه ها شما متوجه کل داستان میشوید و همین باعث میشود چند بار دیگر به آهنگ گوش دهید و این شیوه ی انتقال محتوا ارزش تکرار آهنگ را بالا میبرد.

البوم توسط پانچ لاین های متعدد و سخنان شاعرانه تزیین شده است،آرایه های ادبی به خوبی اشعار را جلا میدهند و آنها را تاثیر گذار تر میکنند.همچنین در این مجموعه شاهد وجود سه قطعه با محتوای داستانی هستیم که هر سه ی آنها پایان بندی خیلی خوبی دارند و از آن دسته اهنگ هایی نیست که صرفا داستانی هستند و در آخر هیچ نتیجه ی قابل تاملی ندارند.نکته ی دیگر انسجام معنایی محتوا است که بسیار بالاست و میرتک در اشعار خود هرگز از موضوع اصلی دور نمیشود که نشان دهنده ی قدرت قلم اوست.اما محتوای این البوم کاملا بی نقص نیست و نمیتوان آن را شاهکار محض نامید،شاید کمی سخت گیرانه به نظر برسد اما بعد از چند بار گوش دادن البوم متوجه کلماتی میشویم که زیاد تکرار شده اند مانند:تزویر،لجن،جنون و کلمات دیگر،این استفاده ی متعدد از یک کلمه،پهنای دایره ی لغات را کمی پایین می آورد و هنگام شنیدن جمله هایی که این کلمات در آنها جای دارند این حس به شما دست میدهد که انگار همین تکه شعر را در آهنگ قبلی گوش داده اید و این دو اهنگ هردو یک حرف را میزنند.در یک مورد هم شاهد این هستیم که میرتک عملا یک جمله را که در آهنگ “ناشناس” گفته است را دوباره در آهنگ “انالحق” با کلماتی دیگر تکرار میکند:

این تیغ،اینم شاهرگ دنیا بزن میدونم بالاخره میشه جنون ما فهمیده  – ناشناس

میدونم بالاخره میشه جنونمون درک  – انالحق

این دو نکته مقدار کمی به تنوع و ارزش تکرار البوم ضربه میزند اما در بین نکات مثبت و زیبایی های اشعار گم میشود.

حقیقت واقع این است که میرتک و قلمش را این روز ها میتوان از ارزشمند ترین ها ، از لحاظ محتوا دانست .

 

 

تکنیک

قطعا تکنیک مهم ترین بخش یک موسیقی است و ساختار اصلی آن را شکل میدهد.موسیقی رپ هم از این قاعد مستثنی نیست و هرچقدر هم دیگر بخش های آن خوب کار شده باشد شاید بدون وجود یک تکنیک خوب جذابیتی ندارد و در نود درصد اوقات آن کار یکبار مصرف میشود. ما تکنیک را به دو بخش “فلو” و “اجرا و دلیوری” تقسیم میکنیم.”اجرا و دلیوری” را میتوان در یک دسته بندی جداگانه بررسی کرد اما برای کوتاه تر شدن مقاله آن را در بخش تکنیک دسته بندی کردیم.

اول از همه قسمت “قافیه چینی” از فلو را بررسی میکنیم.اگر کار های قبلی میرتک را گوش کرده باشید این نکته را درک کرده اید که میرتک و دیگر عضو دورخیز فرزان هیچوقت از قافیه ها غافل نبوده اند و قافیه های انها همیشه پیچیده و سنگین بوده است.این آلبوم هم فرقی با دیگر کارهای او ندارد.در اکثر زمان گوش دادن به مجموعه شاهد قافیه چینی و ترکیب های قافیه ای پیچیده و سنگین هستید و حتی اوقاتی که تراکم قافیه ها در کمترین حالت خودش قرار دارد باز هم میرتک از قافیه ها غافل نیست و آنها را در سطح استاندارد نگه میدارد و ضعیف تر نمیکند.در چینش قافیه ها هم نوآوری وجود دارد و گاهی اوقات شاهد چینش هایی هستید که کمتر استفاده شده اند و قافیه ها تقریبا بطور بی نظمی پخش شده اند.ممکن است این برای گوش برخی مخاطب ها ناخوشایند باشد اما این ضعف نیست بلکه فقط راحت نبودن مخاطب با آن نوع چینش است چون در کمتر آهنگ هایی این شکل از چینش ها را شنیده است و به آن عادت ندارد.کلماتی هم که به عنوان قافیه استفاده میشوند در بیشتر اوقات نوآورانه و جدید هستند و حداقل کلماتی نیستند که بار ها و بار ها توسط دیگران استفاده شده اند.درکل میتوان گفت مجموعه ی “چیزی زیر خورشید تازه نیست” از نظر رایم درحد میکستیپ یادداشت های زیرزمینی نیست اما با اینحال عالی و قدرتمند ظاهر شده است.از لحاظ ریتم هم این مجموعه موفق عمل کرده است. در تمام طول گوش دادن به آلبوم هرگز متوجه افتادن از ضرب و سوتی های ضربی نمیشویم.میرتک در کل البوم علاوه بر سوار بودن بر روی ضرب ها،بر روی تمام نت های درام یا حداقل برروی اکثر نت های درام سوار است و ضرب ها را میشکند و حتی روی تقسیم های فرعی ۸ تایی هم اشعارش را سوار میکند که این نشان دهنده ی آشنایی خوب او در مورد ریتم و هنر او در رپ کردن است.در ترک هایی مانند “قدیس” ، “قرن جادویی” و “فرجام” درام های متفاوت تری را میشنویم که با اینحال میرتک روی آن ها از ضرب نمیفتد و به ضرب سواری خود ادامه میدهد.در آخرمیتوان گفت که از لحاظ فلو این مجموعه در سطح بسیار خوبی قرار دارد.

قطعا رپ بدون یک اجرا و دلیوری خوب لذت بخش نخواهد بود و احساسات منتقل نخواهند شد . هنگام گوش دادن های متعدد به این مجموعه متوجه نکاتی در دلیوری میشویم .در سراسر البوم لحن های مختلفی استفاده میشوند و هرکدام حسی خاص را منتقل میکنند.میرتک گاهی داد میزند گاهی غم سراسر صدایش را میگیرد و گاهی با جنون رپ میکند. اما این تغییر لحن معمولا فقط میان آثار متفاوت است و لحن در طول یک ترک یکسان است . شاید اساسی ترین ایراد این مجموعه یکنواخت بودن لحن در طول آثار باشد . نقطه ضعفی که در بیان آن را همچون موج دریا توصیف میکنند . میرتک واژه هارا پشت هم بیان میکند و گاهی شنونده زمان درک و هضم کلمات را ندارد . همین ضعف باعث نادیده گرفته شدن قدرت قلم اوست . مخاطب زمانی که به اجرای یکسان و بدون فراز نشیب گوش دهد  ، صرفا میشنود اما گوش نمیدهد که مجری اثر چه چیزی را میگوید.

او در اواخر ترک “قدیس ” هنگامی که به خوبی با ویالون اخت میگیرید و روی ساز سوار میشود ، کاملا نشان میدهد که اگر اجرایش با فراز و نشیب بیشتری همراه باشد رسالت اجرا را به ارضا میرساند  .

میرتک تک تک کلمه ها را با قدرت و به صورت ممتد پشت هم میخواند که شاید هم نکته ای منفی برای اجرای او باشد هم مثبت و منحصر به فرد که  گاهی هم حین ممتد و چسبیده خواندن باعث ساخته شدن ایهام میشود.

.نکته ی دیگری که در دلیوری این آهنگ اذیت کننده است این است که در هر ترک چند کلمه را میشنوید که به خوبی تلفظ نشده اند و میرتک بخاطر کمی سهل انگاری ای که داشت برخی کلمات را به صورت ضعیف تلفظ میکرد که فهمیدن آنها مشکل بود.

و در اخر هم میتوان گفت دلیوری و اجرای این کار بخاطر ضعف هایی که دارد مانند بخش های دیگر البوم درخشان نیست.

 

به قلم  دو مخاطب زیر زمینی :

ابولفضل علیجانی

سید امیر بیدکی