مقاله

نگاهی به مفهومِ متفاوت جنگ در هیپ‌هاپ ایران

رپ یعنی جنگ

موسیقی و فرهنگ رپ و هیپ‌هاپ امروز با گذشت بیش از سی سال در سراسر جهان رخنه کرده است. هیپ‌هاپ، اواخر دهه هفتاد میلادی در کوچه‌خیابانها و پارکهای شمال نیویورک سیتی شکل گرفت. امروز این سبک از موسیقی تبدیل به یک جریان جهانی در بسیاری از زمینه‌های تفریحی و اجتماعی شده‌است؛ فعالیت‌هایی مانند رقص، بیت‌ باکس، گرافیتی، دی‌جی و بسیاری از زیرشاخه‌های دیگر. رپ اما در شروع با نگاه منفی منتقدین موسیقی و حتی اجتماعی روبه‌رو بود. بیشتر منتقدین آن را یک جریان گذرا می‌دانستند که به زودی فراموش خواهد شد. هیپ‌هاپ در دهه هشتاد میلادی با ترانه‌های پرتنش، پر از ناسزا و خشن پا را فراتر از زادگاهش گذاشت و مانند موسیقی راک اند رول، بین جوانان و نوجوانان سفیدپوست امریکا بوسیله نوارهای کاست رخنه کرد. خیلی زودتر از آنچه منتقدها و تحلیلگرها فکرش را می‌کردند تبدیل به جریانی جهانی به خصوص در کشورها و مناطق فقیرنشین شد.

جنگ اصلی
اما فرهنگ و موسیقی هیپ‌هاپ، در بطن ترانه‌اش عمیقاً تحت تاثیر نگرش و برداشت از حقوق کیفری در ایالات متحده امریکا است. با شکل‌گیری هیپ‌هاپ به عنوان یک ژانر موسیقی، هنرمندان این سبک سعی کردند چارچوبی روایی در اشعار و ترانه‌های خود به وجود بیاورند. با این سبک، نظر و دیدگاهشان نسبت به سیستم قضایی امریکا را به گوش طرفداران برسانند و همچنین شهروندان فقیر از حقوقشان آگاه سازند. در اصل، ترانه‌ها و زیرشاخه‌های فرهنگی وابسته به هیپ‌هاپ، فلسفه مجازات در امریکا و اهداف بنیادی جرم را مورد هدف قرار می‌داد. فلسفه زندان و مجازات در ایالات متحده بر اساس اصول روشنی از قصاص و کیفر بنا شده است، جایی که زمان زندانی شدن برای هر جرم باید سپری شود تا رفتار جنایی افراد دربند، با هنجارهای جامعه مطابقت پیدا کند. در فرهنگ هیپ‌هاپ، چندین دهه است که رپرها، این قوانین را با یورش بر فلسفه جزا و قانونگذاران امریکا محکوم می‌کنند و آن را ناقص و نامتناسب با زندگی قشر فقیر، اقلیت و حتی تبعیض نژادی می‌دانند.

در سال ۱۹۸۸ آلبوم «Straight Outta Compton» از گروه N.W.A منتشر شد. با اینکه اولین آلبوم گانگستر رپ* نبود، ولی اولین آلبومی بود که شنونده عام پیدا کرد و ژانر کانگستر رپ را معنا بخشید. مضمون آلبوم، رانندگی در حالت مستی، خشونت علیه زنان و تیراندازی اشتباه توسط پلیس است. بیشتر منتقدین بر این باورند که ترانه‌ها، خشونت‌های گنگ‌ها را درخشان نشان می‌دهد. آلبوم بیش از سه میلیون فروش داشت. برجسته‌ترین و پر سر و صداترین قطعه آلبوم «F*** The Police» است که به خاطر ناسزا گویی به پلیس و محکوم کردن سیستم قضایی (شکستن قوانین استاندارد برای سیاهپوستان توسط پلیس) باعث دخالت اف.بی.آی شد. در دهه نود میلادی و زمانی که «پابلیک انمی»، ترانه «Fight The Power» را سرود، رپرها بیشترین قدرت را برای سرودن قطعات اعتراضی و بیانه‌های سیاسی داشتند. امروزه با اینکه این نفوذ کمرنگ‌تر از دوران اوج است اما هنوز شاهد فعالیت هنرمندان و طرفداران هیپ‌هاپ در اعتراض به مشکلات تبعیض نژادی هستیم. اگرچه هنرمندان به علت انتقادات شدیدی که به آنها وارد شده محتاطانه‌ عمل می‌کنند (بعد از انتقادات شدیدی که به رپر معروف اهل شیکاگو؛ «Kanye West» پس از سرودن قطعه‌ای برای مسئولیت توفان کاترینا شد) هنوز با دیدن بی‌عدالتی سیستم قضایی صدایشان را به نشانه اعتراض به جهان می‌رسانند. در سال ۲۰۱۴ پلیس امریکا به اشتباه باعث کشته‌شدنِ اریک گارنر«Eric Garner»؛ جوان سیاهپوست مبتلا به بیماری آسم شد. این اتفاق باعث شد رپرهای زیادی از جمله جی-زی «Jay-Z»، قطعاتی در مورد تبعیض نژادی منتشر کنند که مردم در طول اعتراضاتشان آنها را می‌خواندند و خواهان برقراری عدالت بودند. تا امروز جنگ رپرها علیه بی‌عدالتی و تبعیض نژادی در آمریکا ادامه دارد.

قتل
از شروع شکل‌گیری موسیقی هیپ‌هاپ دسته‌بندی‌های منطقه‌ای در امریکا شکل گرفت. رقابت «ایست‌کوست» و «وست‌کوست» را می‌توان نمونه‌ای مناسب از دسته‌بندی‌ها و درگیری‌های وابسته به آن دانست. این دو شاخه به‌طور مستقیم و آشکار، رقیب و دشمن یکدیگر بودند. این دشمنی‌ها احتمالاً مهمترین لحظات تاریخ هیپ‌هاپ محسوب می‌شود؛ نبردی که بین دو ناشر موسیقی از ترانه‌ها شروع شد و درگیری در نهایت به مرحله فیزیکی رسید. رقابت ساحل شرق و غرب، دشمنی بین دو ناشر موسیقی به‌ نام‌های «Bad Boy Records» و«Death Row Records» بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ بود که در نهایت به نبردی شخصی بین هنرمندان و طرفداران این دو قطب منجر شد. یک طرف درگیری رپر اوکلندی؛ توپاک «Tupac Shakur» و در طرف دیگر؛ بیگی «The Notorious B.I.G» به عنوان نمایندگان دو ناشر بودند که در نهایت با تشدید درگیری و شخصی‌ شدن آن، هر دو هنرمند به قتل رسیدند. با اینکه نیویورک زادگاه هیپ‌هاپ بود، ساحل غربی در اوایل دهه نود تبدیل به مرکز اصلی آن شد. نشر موسیقی «دث رو» با انتشار آلبوم‌هایی از «Dr. Dre» و «Snoop Dog» تاج و تخت هیپ‌هاپ را از نیویورک گرفت و البته که ساحل شرق هم سکوت نکرد. در سال ۱۹۹۳ پاف دَدی «Puff Daddy» نشر موسیقی بد بوی را تاسیس کرد و یک سال پس از آن، آلبومی از رپری تازه‌کار به‌نام بیگی منتشر کرد. با موفقیت آلبوم ساحل شرقی از سقوط نجات یافت و دوباره به طراوت رسید. داستان از آنجایی آغاز شد که توپاک به علت نقشه قتل ناموفقی که علیه او ترتیب داده شد شروع به رقابت با بیگی کرد. او، بیگی و پاف ددی را پشت این سوء قصد می‌دانست‌ و البته آنها هرگونه دخالتی در حادثه را کاملاً انکار می‌کردند. کینه‌توزی‌ها رفته‌رفته با پیوستن توپاک به کمپینی که مدیرعامل نشر دث رو راه‌اندازی کرد و منتشر کردن قطعه «Who Shot Ya?» (چه کسی به تو شلیک کرد) توسط بیگی** دامن زده شد. توپاک شروع به خواندن و ظاهرشدن در آهنگهایی کرد که بیگی و نشر بد بوی را با ترانه‌های مستهجن و ناموسی مورد هدف قرار می‌داد. تلویزیون ملی هم وارد این درگیری شد و از این دشمنی گزارشی تهیه کرد. این اتفاق باعث جهت‌گیری طرفداران دو قطب شد و دشمنی اوج گرفت. رقابت ساحل شرقی و غربی تا وقتی که توپاک و بیگی به ترتیب در سال ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ به قتل رسیدند به پایان نرسید( قاتلین آنها هیچوقت شناسایی نشدند).

موسیقی هیپ‌هاپ که در آغاز به گانگستر رپرهای سیاهپوستان مناطق فقیرنشین امریکا محدود می‌شد رفته‌رفته به یک سبک بین‌المللی در زمینه‌های فرهنگی و موسیقی تبدیل شد و نسلی جدید و غیرقابل انکار را تشکیل داد. سبکی که درس‌های مثبت و منفی زیادی را به جامعه دوستدارانش داد و با تمام مشکلات درونی و بیرونی، توانسته به ثبات و آرامش برسد. حالا بیشتر از اعتراضی بودنش بر تفریح و فروش در صنعت موسیقی تمرکز دارد. در تمام این روند جنگ اصلی که رپر‌ها داشتند مقاومت و مخالفت با تبعیض نژادی یا قوانین کیفری بوده و بیش از این را نمی‌توان جنگ دانست چرا که همیشه در حدِ درگیری خیابانی و حتی قتل‌ یا انتقام شخصی باقی مانده است.

رپِ فارسی
اوایل دهه هشتاد بود که سر و کله‌ی این کله شق‌ها پیدا شد. هیچ وقت، هیچکس نفهمید که اولین نفر چه کسی بود که در ایران رپ خواند یا به قول خودشان رپ کرد. مهم هم نیست چراکه آن‌ها یک جریان ساختند و همه هم به رشد رپ کمک کردند و البته خودشان در همین جریان رشد کردند. برخلاف داستان‌ها و روندی که رپ در شروع کارش داشت برای ایرانی‌ها رپ خواندن بیشتر یک ماجراجویی بود؛ آزمون و خطایی که به آن‌ها نشان داد پشت سرهم چیدن ریتمیک کلمات فارسی هم دقیقاً روی همان موسیقی غربی سوار می‌شود. جالب اینجاست که چنین تجربه‌ای به صورت همزمان توسط افراد مختلف در حال انجام بود و در عمل گویا زمانش فرا رسیده بود که «رپِ فارسی» متولد شود. برخی اعتقاد دارند «سندی» اولین بار رپ را به فارسی خوانده یا حتی «شاهکار بینش پژوه» در آلبوم «اسکنانس» چنین تجربه‌ای انجام داده اما بحث در مورد یک جریان فراگیر موسیقی است؛ جریانی که پس از گذشت یکی دو سال مانند ویروس کل ایران را گرفت، جریانی که تعدادی جوان بدون هیچ علم و ادعایی سروشکلش دادند و با هر جنگی که بود موفقش کردند. بدون شک جریان موسیقی رپ در ایران موفق بوده است چرا که هم مخاطب دارد و هم تاثیر گذاری، مگر رپ چیزی غیر از این می‌خواهد؟

برای شروع، تجربه‌گرهای ایرانی راهی جز تقلید نداشتند؛ پس آهنگ‌های رپرهای مورد علاقهشان را بر‌داشتند و کلام فارسی روی آن ‌گذاشتند. در همین شروع کار آن‌ها هیچ وقت سراغ انگلیسی خواندن نرفتند؛ نسلی که از نظر سن و سال و نوع زیست اتفاقاً آشنایی بیشتری با زبان انگلیسی دارد، اما احتمالاً همین موضوع هم باعث شد که به زبان دیگر رپ خواندن، برایشان ذوق زدگی و اعتبار کاذب همراه نداشته باشد. اما از نظر محتوایی به شدت تحت تاثیر الگوهای غربی خود بودند. به نوعی مفهوم اشعارشان هم با تقلید شروع شد و به دلیل جذابیت این محتوا برای مخاطب ایرانی، این تقلید مدت زمان بیشتری ادامه داشت. فارغ از محتوای احساسی و عاشقانه که به راحتی راه خود را در هر سبک و استایلی باز می‌کند و در رپ ایرانی هم خیلی زود نفوذ کرد، بیشترین تاثیرپذیری ایرانی‌ها در «گنگ» خواندن بود؛ استایلی که از گنگستا رپ در آمریکا سرچشمه گرفت. رپرهای ایرانی هم مانند برادرانشان در غربِ وحشی از جنگ و کل کل حرف زدند. آن‌ها از کتک کاری، هفتیر کشی و قتل صحبت می‌کردند اما برخلاف نمونه‌های خارجی هیچ دشمنی نداشتند و بیشترشان بچه‌های مثبتی بودند که حتی یک نزاع خیابانی هم در کارنامه نداشتند. با اینکه حالا دیگر همه می‌دانند رپرهای ایرانی در بالاترین سطح و حتی با خواندن خشن‌ترین اشعار هیچ خشونت حقیقی ندارند اما هنوز هم این استایل وجود دارد و مخاطب جذب می‌کند. واضح است که کارکرد اصلی اینگونه اشعار اعتماد به نفس است و اصولاً کارکرد مهم رپ هم همین است پس تا زمانی که هر شعری با هر محتوایی این حس را تزریق کند کاربرد دارد. پس از مدت بسیار کوتاهی هم بیت دزدی را کنار گذاشتند خودشان شروع به ساختن آهنگ‌های اورجینال کردند و حتی از سازهای ایرانی هم برای این کار استفاده کردند. روندی که رپ در ایران طی کرد بسیار سریع و حتی با رشد تصاعدی بود. به سرعت توانستند تکست کارهایشان را بنویسند، بیت‌ها را بسازند و مفهوم مستقل اجتماعی در کارشان استفاده کنند. همچنین از نظر کمیت هم تعدادشان بسیار سریع رشد کرد و همه چیز جدی شد.

آغاز مشکلات
زمانی که رپ از آزمون وخطا، تقلید، تفریح، ماجراجویی و هر نگاه گذرایِ دیگری عبور کرد مشکلات اصلی شروع شد. اولین جنگ با خانواده بود. برای اکثر خانواده‌ها باور نکردنی بود که فرزندانشان چنین «کاری» کنند. دقیقاً خانواده‌ها با همین رویکرد که حتی مشخص نیست خواندنِ رپ چه عملی است با فرزندانشان برخورد می‌کردند. برایشان غیرعادی بود که یک نفر کلماتی را پشت سر هم بلغور می‌کند و حتی گاهی این کار را آنقدر سریع انجام می‌دهد که مشخص نمی‌شود چه کلماتی را استفاده می‌کند. استفاده از کلمات رکیک و ناسزا هم که یکی از مشخصه‌های مهم در شروع رپ بود که درگیری‌های بیشتری با خانواده ایجاد می‌کرد. در بهترین حالت یک خانواده زیر لبی فرزندشان را مسخره می‌کردند که این بچه‌ هم خودش را علاف کرده است. چنین برخوردهایی در همان ابتدای راه بسیاری از رپرها را دلسرد کرد و خواندن را کنار گذاشتند اما آن‌هایی که جنگیدند و ادامه دادند اگر لیاقتی داشتند حالا حتما جایگاه مناسبی دارند. در بالاترین سطح رپ کشور حتی هنوز هم خانواده‌ها به طور کامل با این پدیده کنار نیامدند و از گوشه و کنار می‌شنویم که برخی رپرها به خاطر خانواده مجبور شدند رپ را رها کنند یا چند سال دور باشد. به هر حال رپ از در و دیوار به خانه‌ها نفوذ کرده و دیگر قدرت مقاومت در برابر این استایل زیاد نیست. حتی امروز بسیاری از همین خانواده‌ها وقتی جایگاه فرزندشان در بین طرفدارها را می‌بینند شگفت زده می‌شوند و با گوش دادن آثارشان پی به درونیاتی از شخصیت فرزندشان می‌برند که هیچ گاه حدس هم نمی‌زدند.

پول
در قدم بعدی رپرها با شیوه‌ی مرسوم پخش موسیقی جنگیدند. موسیقی ایران تا اواخر دهه هفتاد شکل مرسومی برای پخش و شنیده شدن داشت: کاست و سیستم بازاری معروف به پخشِ لاله زار. سی دی در حال جایگزینی بود و پخش لاله زار هم رفته رفته پوست می‌انداخت. اما همگی در یک نقطه مشترک بودند؛ بدون مجوز از ارشاد قادر به پخش وسیع و شنیده شدن نبودند. به یک باره اینترنت همه چیز را عوض کرد و در ابتدا چند گروه زیرزمینی مانند اوهام موفق شدند با استفاده از این امکان موسیقی خود را بی‌واسطه به مخاطب برسانند و پس از آن جریان رپ بود که چنین راهی را ادامه داد. رپرها بدون هیچ تلاشی برای گرفتن مجوز موسیقی خود را تولید کردند و برای پخش و شنیده شدنش تنها راهشان اینترنت بود. در عمل اگر چنین ابزاری را نداشتند شاید هیچگاه موفق نمی‌شدند. حتی به واسطه دوره‌ی گذار از کاست به سی دی آن‌ها سعی نکردند که از طریق تکثیر فیزیکی کارهای خود را به مخاطب برسانند بلکه تعدادی سایت راه اندازی کردند و همان‌ها تریبون اصلی برای این جریان شد.

در برابر سیستم
با تمام بی‌توجهی که این گروه به رسمی شدن نشان دادند اما جریان رسمی با آن‌ها سر عناد داشت و حتی دارد. وقتی حرف از جریان رسمی می‌زنیم تنها یک اداره یا سیستم مطرح نیست. جامعه‌ هم به نوعی یک عامل رسمی است و قانونی به نام «عرف» دارند. رپ و محتوایش در آغاز راه که به کلی خارج از عرف ایران بوده و هنوز هم برای اکثریت جامعه ایران (از نظر سنی) خارج از عرف است. حرف زدن از مسائل اجتماعی مانند فحشا یا فقر، پیش از رپ به چنین وضوحی اتفاق نمی‌افتاد. آن‌ها پا را فراتر از این گذاشتند و از مسائل جنسی یا بیکاری صحبت کردند. تمام این اقدامات در حالی انجام می‌شد که در چندین طرح، نیروی انتظامی بسیاری از رپرها را به سادگی بازداشت کرد اما دیگر جریان وسیع‌تر از این طرح‌ها بود. البته که به هیچ عنوان منظور جریانی مانند آمریکا نیست چون رپرهای ایرانی هیچگاه با پلیس درگیر نشدند و یادمان هم نرود که این برخورهای انتظامی یا قضایی با شدت یا ممارست طولانی مدت انجام نشده است و مشخص هم نیست اگر این برخوردها ادامه پیدا می‌کرد چه چیزی رخ می‌داد. به هر حال به قول پدرها یک سری «بچه پررو» در مقابل نگاه جامعه و حتی نیروهای دولتی ایستادند تا امروز رپ فارسی، محکم سرِ جایش ایستاده. البته هنوز هم نظرات عجیب و غریبی از محمد سریر، کیوان ساکت، مجید اخشابی و دیگران می‌خوانیم که نشان می‌دهد رپ هنوز هم باید تلاش کند تا مقاومت و بدفهمی را در اشخاصِ اهل موسیقی از بین ببرد.

آخرنوشت
رپرهای ایرانی با بی توجهی به رسمی شدن نشان دادند کارشان هیچ ربطی به کسب درآمد ندارد. چنین موضوعی فشار مالی را روی این جوان‌ها بیشتر می‌کرد و همیشه این سوال را پیش رویشان می‌گذاشت که قرار است آینده را چگونه بگذرانند. خیلی از همین رپرهای معروف هم کارهای دیگری می‌کردند و درآمدشان را صرف تولید رپ کردند. تعدادی هم نیازی به پول نداشتند و هنوز هم ندارند. البته که خیلی ها هم جا زدند و دنبال کسب و کارِ نون و آب داری رفتند که آینده‌ای را بسازند اما آن‌هایی که ماندند بدون رویا و علاقه‌شان یعنی رپ زندگی را جذاب و زیبا نمی‌دانستند. به هرحال چنین مبارزه‌هایی هم برای بسیاری نتیجه داد و از راه رپ درآمد کسب کردند و حتی زندگی‌های راحتی دارند اما هنوز هم روش‌های اصلی کسب درآمد مانند کنسرت برای آن‌ها وجود ندارد. اینکه از چه راهی زندگی می‌کنند هم واضح است: آلبوم‌های اینترنتی می‌فروشند، بیت و تکست به دیگران می‌دهند، با رپرهای تازه کار می‌خوانند، استدیو راه می‌اندازند و کارهای کوچک دیگر. چنین درآمدهایی تا جایی پیش رفته که فروش اینترنتی آلبوم رپرهای جوان می‌تواند مرز پنجاه میلیون تومان را رد کند و همکاری کردن با رپرهای بزرگ هزینه‌های سنگین دارد. شاید پول در جریان رپ به استقلال فکری و تاثیرگذاری اجتماعی ضربه بزند اما جوان‌ترها می‌آیند و بازهم جریان را ترمیم می‌کنند چراکه رپ در ایران یاغی و جنگجو می‌پذیرد نه آینده‌نگر.

در موسیقی هیپهاپ دو زیر شاخه از رپ وجود دارد.
۱) گانگستر رپ در دهه ۸۰ میلادی پاپ شد. نوعی از رپ است که دلیلش رساندن پیغامهایی درباره ثروت ، سکس و عقاید سکسیستی بود.
۲) Conscious Rap یا رپ هوشیارانه که بر مبنای شناخت خویشتن و اعتراض به برتری سفیدپوستان به‌وجود آمد.

یگی خیلی زود پس از این حادثه قطعه « Who Shot Ya?» را منتشر کرد. اما او و پاف ددی ادعا کردند که قطعه را قبل از حادثه تیراندازی ضبط شده است. با این وجود توپاک و اکثریت جامعه هیپ‌هاپ آن را به عنوان کنایه و طعنه‌ای به توپاک تلقی کردند.

منبع: مجله شبکه آفتاب

نویسندگان : سیامک قلی‌زاده/ آنژلا والی

2 نظر

اینجا کلیک کنید تا نظرتان ارسال شود

  • خیلی خوب بود متن مرسی واقعا زحمت کشیدید ولی اونجا ک میگید “پس آهنگ‌های رپرهای مورد علاقهشان را بر‌داشتند و کلام فارسی روی آن ‌گذاشتند. در همین شروع کار آن‌ها هیچ وقت سراغ انگلیسی خواندن نرفتند”

    اینجا ی نکته رو اینجا جا انداختید ک خوده “هیچکس” میگه :من و یه سری دیگه از بچه ها اون موقه ک رپ فارسی رو شروع نکرده بودیم همون اهنگای خارجی رو بازخونی میکردیم و اولین بار من گفتم خب چرا خودمون نخونیم و بقیه بچه ها گفتن نمیشه و مسغره میشه و این حرفا ولی دیدیم ک شد