آمیزه

مخاطب ، شنونده ، حامی

مخاطب ، شنونده ،‌ حامی :

چند روز پیش به صورت خیلی اتفاقی صحبت‌های رضا پیشرو راجع به حمایت از آخرین اثر منتشر شده‌اش به گوشم رسیده بود. موضوع اصلی این صحبت‌ها در واقع شکایت از چیزی به اسم LTB و مقایسه‌اش با تعداد مخاطب‌هایی که رضا با توجه به تعداد لایک‌ها و دنبال‌کننده‌هاش در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بهش اشاره می کرد، بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم یک نگاه کلی به LTB و مسائل مربوط بش بندازم.

اولین سوالی که بعد از شنیدن این صحبت ها ذهنم رو به خودش مشغول کرد این بود:
آیا لایک فیسبوک، دنبال‌کننده‌های اینستاگرام و یا تعداد نمایش‌ها در تلگرام معیار خوبی برای ارزیابی تعداد مخاطب‌ها و شنونده‌ها است؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید یکسری تعاریف رو در نظر بگیریم:

مخاطب کیست؟مخاطب یا به عبارت صحیح‌تر مخاطب هدف در واقع افرادی هستند که تولید کننده اثر سعی می کنه اثر هنری خودش رو به گوش اونها برسونه.
شنونده کیست؟ شنونده‌ها در واقع بخشی از مخاطب‌های هدف هنرمند هستند که موفق به شنیدن آثار ارائه‌ شده از جانب هنرمند می شوند.
شنونده حامی کیست؟ شنونده‌های حامی در واقع بخشی از شنونده‌های اثر هنری هستند که بعد از یک دوره زمانی، هنرمند خود را حمایت مالی می‌کند. این حمایت مالی می‌تونه در قالب‌های مختلف مثل خرید مستقیم آثار هنری، خرید آثار جانبی و شرکت در اجراهای خصوصی یا عمومی و … باشد.

حقیقت این است که در تمام دنیا درصد کمی از مخاطب‌های هدف مورد انتظار تبدیل به شنونده‌ها می‌شوند و درصد خیلی‌خیلی کمتری از شنونده‌ها به شنونده‌های حامی تبدیل می شوند. رپ فارسی هم از این قاعده مستثنی نیست. در بررسی میانگین درآمد حاصل از هر شنونده(کاربر) یا ARPU ، به ضریب تبدیل شنونده به شنونده حامی،  نرخ Listener-to-Buyer یا به اختصار LTB  گفته می‌شه.

در کنار این تعاریف، یک مفهوم دیگه هم تحت عنوان User Acquisition وجود داره که در واقع میزان جذب مخاطبان یا شنونده‌های جدیده. در رپ فارسی معمولا هیچ استراتژی خاصی برای هیچ‌کدوم از این مفاهیم وجود نداره. به طور مثال جذب مخاطب یا شنونده جدید معمولاً به صورت دهان به دهان انجام می‌شه که البته طبیعی هم هست چون هنرمند درآمد ثابت و قابل اتکایی نداره که بخواد ازش برای تبلیغات یا کار‌های این‌چنینی برای جذب مخاطب جدید استفاده کنه.

همه این مفاهیم نیازمند بررسی مستمر هستند و تغییرات به‌وجود اومده توشون در واحد زمان باید مورد تحلیل قرار بگیره. اندازه‌گیری این معیار‌ها ابزار‌های خاص خودش رو نیاز داره. شاید نبود این ابزار‌ها یکی از دلایل مهم عدم بررسی این معیار‌ها در رپ فارسی باشه( البته بعد از عدم آگاهی نسبت به وجود این متریک‌ها). مثلاً هنرمند چگونه می‌تونه آمار نسبتاً دقیقی از میزان شنونده‌های خودش داشته باشه؟ معمولا هیچ بستر ثابتی برای ارائه آثار وجود نداره. مثلاً اثر یک هنرمند هم در ساندکلود، هم در بندکمپ، هم در صد‌ها سایت پخش موسیقی، هم در کانال تلگرام و هم در مدیافایر و… منتشر میشه. آیا سایت های پخش موسیقی آمار درست و دقیق از میزان شنیده شدن اثر به هنرمند ارائه میدن؟ آیا میزان دیده شدن اثر در تلگرام برابر با میزان شنیده شدن اونه؟ مسلماً جواب این سوال‌ها منفی است و در نتیجه هنرمند نمیتونه هیچ تحلیل درست و دقیقی نسبت به این موضوع داشته باشه. این در‌هم‌ریختگی و بی‌نظمی دید درستی رو به هنرمند نمیده و وقتی اثر هنرمندی با صدها هزار یا حتی میلیون لایک، دنبال‌کننده و نمایش در شبکه‌های اجتماعی فقط  چند صد بار حمایت مالی میشه باعث شوکه شدن هنرمند میشه. نرخ LTB معمولاً به طور طبیعی پایین هست ولی نداشتن دید درست نسبت به تعداد نسبی مخاطب‌ها و شنونده‌ها این ضریب رو به مراتب کم‌تر و کم‌تر می‌کنه چون در واقع باعث میشه تعداد حامیان بر عدد به مراتب بزرگ‌تری که واقعی نیست تقسیم بشه.

پایین بودن نرخ LTB علاوه بر این، تاثیر زیادی از نحوه انتشار و بستر انتشار میگیره. طبق آماری که اینجا می‌تونید مشاهده کنید پیش‌بینی میشه که تا سال ۲۰۲۰ میلادی ARPU در سرویس‌هایی که استریم آنلاین رو فراهم می‌کنن با شیب خوبی رشد کنه. این در حالیه که میانگین در‌آمد حاصل از هر شنونده در سرویس های دانلود موزیک هیچ رشد قابل توجهی نخواهد کرد. با این حال ولی درآمد حاصل از دانلود همچنان با اختلاف زیادی بیشتر از استریم خواهد بود. این موضوع شاید احساس نیاز رپ فارسی برای داشتن یک سرویس استریم آنلاین و در کنارش یک بستر خوب برای دانلود رو بیشتر نشون بده تا هزاران هزار سایت و صفحات اجتماعی زرد.

علاوه بر این‌ها، همونطور که در مقاله قبل هم گفتم گویا جهان بیشتر به سوی تجربه کردن پیش میره. به همین دلیل آثار ویدیویی و تعاملی کم‌کم دارن جای خودشون رو باز می کنن. طبق یک تحقیق دیگه که می‌تونید اینجا ببینید، آمار نشون میده که در اقتصاد دیجیتالی ، ویدیو‌های دیجیتالی با وجود تعداد کمتر مخاطب‌هاشون، تا سال ۲۰۲۰ درآمد بهتری رو تولید خواهند کرد.

تجربه کاربری یا  UX یکی دیگه از نکاتیه که تاثیر خیلی مستقیمی در این نرخ داره. این تجربه شامل تجربه کاربر هنگام مراحل خرید و تجربه کاربر پس از خرید و دریافت یا شنیدن اثر خریداری شده است. معمولا طراحی‌های گنگ برای صفحات مربوط به خرید دیجیتالی، اشکالات موجود در پرداخت و شفاف نبودن مسایل تاثیر جدی در کم شدن این نرخ داره. علاوه بر این کیفیت و میزان رضایت از اثر و تناسب اثر با قیمتش نیز از عوامل موثر بر این موضوع است.

کسب درآمد از هنر مستقل نه تنها بد نیست بلکه انگیزه هنرمند برای تولید آثار بهتر و بیش‌تر رو افزایش می‌ده و به هنرمند کمک می‌کنه به‌جای فکر کردن به راه های دیگه برای کسب درآمد و گذروندن زندگی، زمان و انرژی بیشتری رو روی کار‌های هنری خودش بزاره. امیدوارم در رپ فارسی توی این زمینه با استفاده از تجربه‌های کسب شده و انتخاب راه‌های علمی‌تر و تحلیل معیار‌های مربوطه، قدم‌های خوبی در راستای کسب درآمد معقول و قابل اتکا برداشته بشه.

در جریان بمونید.

نویسنده : مضراب

به وبلاگ مضراب هم سر بزنید :
http://blog.mezrab.me

افزودن دیدگاه