مقاله

محوریت و رویکرد خرده فرهنگ هیپ هاپ ایران

در اواخر دهه هفتاد میلادی آفریکابامباتا از رهبری گروه گانگستری “بلک اسپید” کناره گیری کرد و از خشونت خیابانی کاملاً دوری گرفت. او در آنزمان به فعالیت در جنبش مدنی ضدنژادپرستی آفریقائی-آمریکائی ها روی آورد و همزمان نیز برای ایجاد صلح میان گروه های گانگستری حاکم بر منطقه برانکس و جلوگیری از خونریزی تلاش فراوانی می کرد. آفریکابامباتا با تاسیس تشکل هیپ هاپی “زولونیشن” به دور محور عشق، صلح، اتحاد و خوش بودن خرده فرهنگ هیپ هاپ آمریکا را به جنبشی آگاه
دگرگون کرد و جوانان را گردآگرد محوریت این چهار نگرش جمع کرده و از نابودی حتمی نجات داد. بعدها با تجاری شدن بخشی از موسیقی رپ و دیگر شاخه های هیپ هاپ، جریان رپ آگاه سردمدار دیدگاه های مترقی و قطب اصلی در برابر فرهنگ تجاری هیپ هاپ قرار گرفت و در کل به مثابه یک جنبش فرهنگی و مدنی ادامه بقا داد و جهانی شد.

امروز نیز با جاافتادگی جنبش هیپ هاپ ایران بویژه رپفارسی نیاز زیادی به دیدگاه های نظری احساس می شود تا خرده فرهنگ هیپ هاپ ایران را به دور نگرش و رویکردی نو انسجام بخشد و از آشفتگی مخربی که امروز گریبانگیر آن شده است نجات دهد.بنظر من خرده فرهنگ هیپ هاپ ایران باید با چهار اصل کلی جنبش را شکل داده و دور محوریت این اصول هویت خود را دریابد تا بتواند نه تنها به رشد فرهنگی و موسیقائی خود ادامه دهد بلکه بتواند نسل جوان را مسیر فکری تازه ای داده و برای
فردائی بهتر متحد کند.
آن چهار نگرش اصلی از نظر من دانش، آزاداندیشی، اتحاد و واقعی بودن است. این چهار اصل را می توان اینگونه تعریف کرد:

دانش:

دانش، اندیشه می آفریند و آگاهی بخش است. آگاهی از شرایط روز اجتماعی و حقوق مدنی شهروندان، آگاهی و دوری از هنجارها و رفتارهای متحجر فرهنگی و سنت های ارتجاعی رایج در فرهنگ روز ایرانیان، آگاهی از هویت فرهنگی و هویت فردی، آگاهی از قدرت تاثیرگذاری هنری بر جامعه و آگاهی از رسالت خرده فرهنگ هیپ هاپ که بر اساس نوآوری و هنجارشکنی فرهنگی پی ریزی شده است.

آزاداندیشی:

آزاداندیشی پادزهر بیماری بنیادگرائی و تعصب است. تحمل دیدگاه های مخالف، احترام به همنو با هر دیدگاه و سلیقۀ متفاوت، نقدآزاداندیشی پادزهر بیماری بنیادگرائی و تعصب است. تحمل دیدگاه های مخالف، احترام به همنو با هر دیدگاه و سلیقۀ متفاوت، نقدعلمی و انتقاد سازنده بجای حمله و توهین به نظرات مخالف. مهمتر از هر چیز دفاع از آزادی و برابری هم نوها و همشهریان خود.

اتحاد:

اتحاد و همکاری میان هنرمندان )مخاطبین، رسانه ها( برای خلق هنری جهت رشد و ایجاد تحول فرهنگی-موسیقائی در برابر سیستمی که موجودیت، حقوق مدنی و هویت فرهنگی ما را نادیده می گیرد. همبستگی در برابر سیستمی که اجازه رشد آزاد اجتماعی و فرهنگی به ما نمی دهد. اتحاد در برابر قدرتی که آزادی بیان را از ما گرفته است.

واقعی بودن:

بیان واقعی باورها، آرزوها و احساسات، روایت واقعگرایانه زندگی شهری و ابراز حقیقت هستی انسان مدرن.
آنچه که نباید فراموش کنیم این است که موسیقی هیپ هاپ از لحاظ ساختار موسیقائی فرزند موسیقی دیسکوئی و فانک آمریکاست و از آغاز رویکردی اجتماعی مترقی و آگاه نداشته است. درواقع موسیقی هیپ هاپ در آنروزها، جوانان به حاشیه کشیده شده و گمگشته را توانست با انرژی مثبت در مجالس رقص و مهمانی به دور هم جمع کند تا در فضائی آزاد و با نشاط خارج از خشونت و تخریب زمانی را با هم بگذرانند. این پیشگامان متفکر هیپ هاپی بودند که مفاهیم و نگرشی پیشرو و رویکردهای مترقی اجتماعی را به این خرده فرهنگ افزودند و آنرا به جنبشی آگاه تکامل دادند. مانند شعار عشق، صلح، اتحاد و خوش بودن که آفریکابامباتا سردمداران بود.

برای همین هنرمندان و مخاطبان جنبش هیپ هاپ ایران و مشخصا رپفارسی نباید فراموش کنند که خرده فرهنگ هیپ هاپ ایران بعد از گذار بیش از پانزده سال خرده فرهنگی بومی شده و هویتی محلی با ریشه هائی جهانی ست. به همین خاطر نیز می بایست نگرشی اجتماعی منطبق با شرایط روز جامعه شهری ایرانی و فرهنگ بومی برای آن طرح ریزی شود. این چهار نگرش اصلی درواقع ابزاری هستند که می توانند اعضای جنبش را به دور محوریت خود جمع کرده و با هر سبک و گرایش موسیقایی باعث انسجام و تلاتم در جنبش شوند.

دانش، آزاداندیشی، اتحاد و واقعی بودن.