یادداشت

زردهای رپ فارسی چرا زرد شدند؟

۶ ماه پیش برای اولین بار وارد اینستاگرام شدم. هدفم از یک طرف ارتباط با دوستانی بود که از حدود ۴ سال پیش کم کم از فیسبوک ناپدید شده بودند و از طرف دیگر دنبال کردن هنرمندانی بود که در توئیتر حضور فعال نداشتند. اما وقتی سری به قسمت explore  زدم شوکه شدم. حجم زیادی از تصاویری نامرتبط و عجیب غریب. ویدئوهایی با تیترهای درشت مانند «اوه اوه اون دختره داره چکار میکنه» یا «دیس جنجالی حصین به هیچکس. حتماً ببین». وقتی روی آنها کلیک میکردم یا کاملا دروغ بودند و یا محتوایی کاملاً قدیمی و بیربط داشتند. اما مسلماً این اولین برخوردم با خبرها یا رسانه های زرد در فضای مجازی فارسی نبود. اوایل دهه هشتاد گروههای یاهو یا وب سایتها کم کیفیت اینترنت پر بود از همین گونه خبرها. شایعه در مورد بازیگرانی (واژه سلبریتی هنوز وارد ادبیات روزمره نشده بود) مانند گلزار و هدیه تهرانی یا تعداد همسران جنیفر لوپز. قبل از آن هم در نشریات چاپی مانند خانواده سبز، این گونه شایعات، تالع بینی و اخبار دروغ باعث فروش بیشتر نشریات میشد. ولی شاید هیچ زمانی مانند امروز فضای مجازی فارسی شاهد چنین حجمی از محتوای زرد نبوده است. این یادداشت نگاهی گذرا به دلایل رونق زرد نویسی در فضای رپ فارسی خواهد داشت ولی قبل از آن بگذارید خود پدیده زردنگاری را بیشتر بشناسیم.

خبرنگاری زرد اصطلاحیست که در اواخر قرن ۱۸ در مطبوعات امریکا به وجود آمد و محصول رقابت دو روزنامه بود که با چاپ اخبار اغراق آمیز یا نادرست سعی در افزایش فروش داشتند. خبرهایی که در این دو روزنامه به زنگ زرد منتشر میشد. در انگلستان هم این نوع خبرنگاری با نام Tabloid(به معنی قرص دارو) آغاز شد زیرا در روزنامه هایی ارزان قیمت با قطعی کوچک رواج داشت که اصطلاحاً هدفشان در ابتدا ساده سازی و خلاصه کردن اخبار روز بود. خبرنگاری زرد در محتوا بر روی خبرهای Sensational و شایعه تمرکز دارد. واژه Sensational که میتوان آن را تحریک آمیز ترجمه کرد به معنایی چیزهایی است که احساس خشم، هیجان؛ کنجکاوی یا ترس را به صورت آنی و بیشتر از حد معمول در مخاطب تحریک میکنند. برای همین در اغلب اوقات خبرهایی اینچنین یا به کلی دروغ است و یا در آنها به شدت مبالغه شده است. اخباری مانند مصاحبه های ساختگی، شایعات سلبریتیها، خبرهایی بر اساس شبه علم یا با منابعی نامعلوم یا نامعتبر. فرم انتشارشان هم مبتنی بر تیترهای درشت و همراه با عکس یا گرافیک تحریک آمیز است. فرمی که با گذشت بیش از یه قرن هنوز در روزنامه هایی از این دست یا روی اینترنت و اینستاگرام قابل مشاهده است. در زیر نمونه هایی از آن را میبینم:

خبرنگاری زرد یا زردنگاری پدیده ای نیست که تنها متعلق به دنیای امروز و اینترنت یا تنها ایران باشد. روزنامه های Daily Mail یا The Sun در انگلستان سالهای سال است از این شیوه را برای اثرگذاری بر مخاطب خود استفاده میکنند. اثر گذاریی که هدف آن یا کسب سود مالی بوده است و یا پروپاگاندای عمدتاً جناح راست افراطی در سیاست. ولی شاید بتوان بر روی دو دلیل برای اوج گرفتن این نوع خبرنگاری در سالهای اخیر دست گذاشت.

اول گسترش و نفوذ هر چه بیشتر اینترنت و شبکه های اجتماعی. این پدیده ها برای اولین بار امکان ارتباط گسترده چند به چند را در فضای رسانه ای فراهم کردند. شیوه ای از ارتباط که برخلاف گذشته یک به چند نیست که در آن به طور مثال یک شبکه تلویزیونی یا یک مجله، اخبار و تحلیل هایی را به صورت یک سویه به مخاطب منتقل کند. در این فضای جدید مخاطب میتواند علاوه بر مصرف کننده خبر و محتوا، یک خبرنگار یا تولید کننده نیز باشد و یا واکنش خود به یک خبر را فوراً در کامنتی بنویسد و بسیار از افراد آن را بلافاصله بخوانند. در نتیجه امروزه هر فردی میتواند با ایجاد یک وب سایت، کانال یوتیوب، کانال تلگرام و یا صفحه اینستاگرام شروع به تولید یا بازنشر خبر و محتوا کند. حرکتی که نظارت چندانی جهت ارزیابی اعتبار در آن وجود ندارد. فضایی که در کنار مزایای بسیار، زردنگاری نیز در آن بیش از پیش امکان رشد پیدا میکند.

دوم وارد شدن فضای سیاسی جهان به دوره ایست که در آن گفتمان راست افراطی روز به روز در حال قدرت گرفتن است. گفتمانی که گرایش به آن تا اندازه زیادی حاصل ناتوانی جناحهای سیاسی سنتی و رسانه های آنها در پاسخگویی به نیازهای جامعه و اقناع افکار عمومی است. شاید تا بحال اصطلاح Fake News را شنیده باشید. اصطلاحی که از زبان دونالد ترامپ و رسانه های امریکا به وفور شنیده میشود. Fake News یا خبر جعلی در واقع ادامه همان زردنگاری اما اینبار با مقاصد سیاسی است. سیاستمدار راست افراطی مانند ترامپ و هواداران آنها از این شیوه برای تاثیر بر افکار عمومی از طریق ترساندن مخاطب از آینده و اخبار نا امید کننده در بستر شبکه های مجازی به شدت استفاده کرده اند. نگاهی به کمپین این سیاستمداران در امریکا و اروپا نشان میدهد که آنها به طور سیستماتیک با استخدام افراد یا ایجاد رباتهای مجازی بی وقفه به انتشار اخبار جعلی در مورد جناح سیاسی رقیب در توئیتر، فیسبوک و اینستاگرام دست زده اند. شیوه ای که نه تنها در این کشورها بلکه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران هم در حال رواج است.

اما همه اینا چه ارتباطی با زردنگاری در رپ فارسی دارد؟ باید این موضوع را در نظر گرفت که پدیده های اجتماعی تنها معلول علتهایی در درون جامعه هدف نیستند و تحولات خارج از این فضا نیز بر روی آن اثر می گذارند. هم افزایش گسترش و نفوذ اینترنت و شبکه های مجازی و هم متزلزل شدن اعتبار منابع رسانه های سنتی مانند تلویزیون و روزنامه و در نتیجه افزایش اخبار جعلی و شایعه، مواردی هستند که بر روی جامعه ایران و در نتیجه جامعه رپ فارسی به عنوان یکی از اجزای آن تاثیر بسزایی گذاشته است. نگاهی به وضعیت رسانه های رپ فارسی در گذشته و مقایسه آن با امروز میتواند به درک این تاثیر کمک کند. رسانه ای رپ فارسی در گذشته مرکزی برای پخش آثار و نشر خبر بودند. بسیاری از رپرها برای پخش آثارشان یا باید رابطه خوبی با مدیران این سایتها میداشتند و یا ناچار به پرداخت هزینه بودند. درآمد این سایتها هم علاوه بر این، از راه تبلیغ استودیو ها و یا کسب و کارهای مختلف اینترنتی بدست می آمد. با افزایش نفوذ اینترنت و شبکه های اجتماعی هنرمندان توانستند هم خبرهای مربوط به خود و کارهایشان را مستقیم اطلاع رسانی کنند و هم آثارشان را در آنها پخش کنند. مخاطب میتواند با دنبال کردن صفحه های آنها، فیسبوک، تلگرام، اینستاگرام و توئیتر خود را تبدیل به محلی برای اخبار هنرمندان مورد علاقه خود کند و مستقیماً آثار را از ساندکلود یا کانال تلگرام گوش دهد و دانلود کند. با این تحول در ارتباط میان هنرمند و مخاطب دو ابزار مهم یعنی خبر و پخش آثار از دست رسانه های رپ فارسی خارج شد. در نتیجه این رسانه های امروز مجبور هستند سه روش برای بقا و ادامه کار خود انتخاب کنند.

  • اخبار را نه به صورت خام بلکه پردازش شده کار کنند و همراه آن محتوای تحلیلی مانند مقاله و پادکست منتشر کنند که کاریست مشکل و انرژی بر که نیاز به صرف زمان و مطالعه دارد.
  • همچنان به پخش آثار ادامه دهند با این تفاوت که از جهت درآمدزایی باید تمرکز را بر روی رپرهایی بگذارند که امیدوارند پخش آثارشان باعث شهرتشان شود (که در اغلب موارد نمیشود) یا اینکه بدون نگاه به درآمدزایی به دنبال استعدادهای واقعی باشند و خود را به سکویی برای معرفی آنها بدل کنند که آن هم نیاز به صرف وقت و انرژی زیادی دارد.
  • و یا اینکه به زردنگاری بپردازند که ساده ترین روش است.

متاسفانه بسیاری از فعالین رپ فارسی در فضای مجازی راه سوم را انتخاب کرده اند. گاهی صرفاً برای دیده شدن این کار را میکنند و گاهی در کنار آن دنبال سود مالی نیز هستند. در واقع این افراد از فضایی بهره میبرد که فناوری جدید و جو شایعه و Fake News سالهایی اخیر در اختیارشان گذاشته است. جوی که حاصل سالهای تحمیق افکار عمومی توسط رسانه هایی است که به خاطر سود مالی یا اهداف سیاسی به اینجا رسیده است. اما نگارنده این متن به این باور است که این دوره نیز مانند دیگر پدیده های تاریخ  اجتماعی روزی دچار تناقض در خود و بن بست میشود. مسیری که با هوشمندی مخاطب و نقد و تولید محتوای مفید توسط فعالین رپ فارسی سریعتر پیموده میشود.