آمیزه

رپ و ابتذال

 

وقتی از ابتذال صحبت میکنیم، دقیقاً از چه چیز صحبت میکنیم
(یادداشت پیش رو اولین قسمت از سری یادداشتهای رپ و ابتذال است)

صفت مبتذل سال‌هاست چه در رسانه‌های رسمی کشور و چه در رسانه‌های منتقد توسط سخنرانان و نویسندگان در مقابل نام گروهی از آثار و جریان‌های موسیقی و سینمایی قرار می‌گیرد. مثلاً شخصی آن را به فیلم‌هایی نظیر “من سالوادر نیستم” یا کل جریان موسیقی زیرزمینی نسبت می‌دهد و فرد دیگری آن را برای آثار گروه “پالت” یا “مجموعه شهرزاد” استفاده می‌کند. معنای مشترکی از واژه مبتذل با توجه به این اظهارنظرها به‌دست میاید یک‌چیز است: “بی‌ارزش”.

اما آیا می‌شود به هر اثر یا جریان هنری که با ارزش‌های ما مطابقت نداشته باشند بگوییم مبتذل؟ در این صورت واژه مبتذل مفهومی کاملاً ذهنی (یا سابژکتیو) داشته و معنای آن بسته به تعریف هر فرد متفاوت خواهد بود. در یادداشت پیش رو تلاش می‌کند ابتدا با استفاده از مثالی خارج از دنیای هنر، نگاهی دوباره به معنای واژه مبتذل بیندازد و سپس آن را در رابطه با هیپ‌هاپ و موسیقی رپ توضیح دهد.

“بد نیست ولی اون مزه اصلی رو نمیده”

بگذارید با مثالی از دنیای غذا و خوراکیها شروع کنیم. علت این مثال هم از یک طرف آوردن نمونه ای ملموس است و هم نشان دادن آنکه ابتذال پدیده ای مختص دنیای هنر نیست. شاید تا بحال به واسطه مسافرت به یک شهر دیگر دیده باشید که غذاهای محبوب منطقه ای که در آن بزرگ شده اید را در خیابان و رستورانها شهر میفروشند. مزه کرده اید و گفتید “بد نیست ولی اون مزه اصلی رو نمیده “. حال اگر این غذا معروف باشد ممکن است در تمام شهرهای کشور و حتی کشورهای دیگر فروخته شود. فلافل لبنانی، سوشی ژاپنی، کباب ترکی. ولی هیچ کدام آن مزه اصلی سرزمینی که در آن به وجود آمده اند را نمیدهند. حال تصور کنید شرکتی براساس همین مدل کسب و کار محصولی غذایی را به طور انبوه تولید میکند و از طریق رستورانهای بزرگ و زنجیره ایش در سراسر دنیا به قیمتی نسبتاً خوب و اقتصادی میفروشد. تبلیغاتش نیز مدام بر روی کانالهای تلویزیونی، شبکه های اجتماعی و بیلبوردها شهر دیده میشود احتمالاً الان یاد فست فودهای زنجیره ای داخل کشور یا شرکتهایی مانند مکدونالد، کنتاکی و استارباکس افتاده اید. فکر میکنید اگر به کسی که عاشق همبرگرهای شهر هامبورگ یا منطقه تگزاس است، بگویید مکدونالد بهتر است چه واکنش نشان دهد؟ احتمالاً در بهترین حالت پوزخندی تحولتان میدهد. در این مثال چه اتفاقی افتاده است؟ محصولی غذایی که وابسته به فرهنگ، ویژگی های جغرافیایی و اقلیمی و حتی تاریخی مردم یک منطقه است به واسطه یک کسب و کار از محل اصلی اش فراتر رفته، برای کسب اقبال و ذائقه جامعه هدف تغییر کرده، به تولید انبوده رسیده و با قیمتی مناسب به صورت گسترده در دسترس افراد زیادی قرار گرفته است.

هیپ هاپ و ابتذال

ابتذال یعنی چیزی به واسطه استفاده زیاد و نابجا تغییر کند و ارزش اولیه خود را از دست بدهد. ابتذال را میتوان در مقابل واژه اصیل یا اورژینال قرار داد. غذایی که به خاطر گره خوردن به فرهنگ و ویژگیهای یک جامعه دارای اصالت است یا موسیقی که ریشه در تاریخ، خاطره جمعی و فرهنگ گروهی از مردم دارد. حال اگر این پدیده های اصیل به علل مختلفی تغییر کنند. بواسطه تولید انبوه و مواجه افرادی که شناخت از ریشه های آن ندارند، کم کم ارزشها و ویژگیهای اولیه خود را از دست میدهند. حال بگذارید مثالی از دنیای موسیقی بزنم. هیپ هاپ فرهنگی که در دهه هفتاد در محله های سیاهپوست نشین و فقیر نیویورک شروع شد. شروع کنندگان این جریان جوانانی بودند که احساس میکرند توسط نظم حاکم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فراموش شده و به حاشیه رانده شده اند. هیپ هاپ وسیله ای بود برای ابراز وجود و بیان خود. فرهنگی معترض به ساختار و نظم موجود که با توجه به سابقه مبارزاتی سیاهپوستان امریکا در دهه های قبل، بر روی محله، جامعه و کنش جمعی تاکید داشت. جوانان هیپ هاپی میخواست شاد باشند. عاشق شوند. به جامعه خود کمک کنند و شرایط سختی که در آن قرار داشت را تغییر دهند. در دهه ۸۰ بخش موسیقایی این جریان توانست بواسطه ضبط آثار و اجراها، کم کم در شهرهای دیگر امریکا نیز محبوب شود و آثار به فروشی خوبی دست پیدا کنند. با این وجود در این دهه موسیقی رپ همچنان توانسته بود ارزشهای خود را حفظ کند. Run-DMC با وجود فروش و محبوبیت بالا همچنان شاد، کول و هیپ هاپ بود. NWA ای وجود داشت که شدیدترین واکنش را به وضعیت پلیسی آن زمان لس آنجلس ابراز میکرد. اما در دهه نود که برای شرکتهای بزرگی مانند وارنر ثابت شده بود میتواند پولی خوب از این جریان موسیقی جدید درآورد اوضاع کم کم تغییر کرد. آنها برای فروش بیشتر باید به سمت جوانانی سفید پوست و از خانواده های متوسطی میرفتند. جوانانی که هم غالب جمعیت جوان امریکا را تشکیل میدادند و هم راحت تر پول خرج میکردند. برای فروختن رپ به این جوانان دیگر معترض، خلاف جریان و ضد سیستم بودن چندان معنایی نداشت. معضلات قشر ضعیفتر و رنگین پوست مانند بارداری زود هنگام نوجوانان در آهنگ Brenda’s got a baby توپاک نه تنها جذاب نبود بلکه دافعه داشت. آنها هیپ هاپ نمیخواستند. مردان سیاهپوست قوی هیکلی میخواستند که روی beat کلماتی آهنگین در مورد خشنونت، سکس و مواد بخوانند و در ویدئوها دخترانی برهنه بدن خود را تکان بدهند.

ابتذال در موسیقی رپ در همین نقطه شروع شد:

  • آن را به عنوان جریانی از موسیقی از مفاهیم اصلی اش خالی کردند.
  • تنها پوسته و ریختی فرمیک از آن باقی ماند و درون آن با مفاهیم مورد علاقه بازار هدف پر شد.
  • ساده سازی شد و به تولید انبوه رسید.
  • و دست آخر از طریق رسانه های پرمخاطب مانند MTV به سادگی در دسترس همگی قرار گرفت.

در نتیجه جای تعجب نیست همانند مثالی که در ابتدای یادداشت در مورد محصول غذایی زده شد افرادی نیز که در معرض هیپ هاپ در معنای اصیل و ارژینال اش قرار گرفته اند و با آن همدل هستند، علاقه ای به جریان رپ موجود که از سمت رسانه ای جریان اصلی تبلیغ میشود نداشته باشند و آن را مبتذل بنامند. نکته ای که در مورد ابتذال نباید فراموش کرد این است که صرف همگانی شدن و گسترش یه مفهوم آن را مبتذل نمیکند بلکه از دست رفتن ارزشهای اصیل بواسطه استفاده گسترده است که آن را موجب میشود.

در یادداشتی بعدی به حامیان ابتذال در موسیقی رپ میپردازیم و آن را زاویه هژمونیک و نظام بازار و سرمایه بررسی میکنیم.

وبلاگ شخصی بهروز اقاخانیان

3 دیدگاه

  • باسلام و درود خدمت نویسنده محترم
    در این مقاله نه هیپ هاپ به درستی شرح داده شد و ابتذالی که موسیقی هیپ هاپ رادر بر میگیرد!صرفا بر یک بعد آن هم فقط کلام توجه داشت!

  • این یادداشت اولین قسمت از سری ابتذال و برای جا انداختن معنی آن است. در قسمتهای بعدی بیشتر در مورد نمونه های و مکانیزم آن در موسیقی و بخصوص رپ پرداخته میشه