یادداشت

داستان یک جریان ! چند خطی به بهانه ی تولد مهدیار آقاجانی

mahdyar-birthday

روز های اولی بود که مشغول به فعالیت در محل کار جدیدم شده بودم . فضایی دولتی و خاص با قوانینی رسمی و ترجیحا خشک .

طبیعتا برای کسی که در صدر علاقه مندی های خود با کلمه “هیپ هاپ ” درگیر شده است تحمل کردن چنین فضایی بالاخص در روز های ابتدایی ، سخت و عذاب آور بود . وقتی دم در ِ ورودیِ شرکت هندزفیری ام را از گوش در میاوردم و یقه کت شلوار رسمی ام را مرتب می کردم تا قدم به ساختمان بگذارم انگار وارد دنیایی جدید و نامفهوم می شدم . دنیایی که اطرافیان و دوستان نزدیکم بار ها در موردش هشدار داده بودند که مبادا در آن حرفی از علایق موسیقیایی خودت بزنی .

روز ها می گذشت و هر هفته سعی می کردم بیشتر از قبل خودم را با کاراکتر نوساخته ای که به اجبار برایم تعریف شده بود سازگار کنم تا آن که اتفاقی عجیب تمامی معادلات و پیش داوری هایم در مورد همکارانم تغییر داد .

یکی از همان روز های معمولی و خسته کننده بود و از طرف مدیر پروژه مسئول شده بودم تا سیستم های بخش ” گزینش ” را عیب یابی کنم . من بودم و فضای خشکِ بخش گزینش ، که طبیعتا پر بود از آدم هایی با افکار انعطاف ناپذیر .

در حین آن که تمرکزم را معطوف به سیستم های روبرویم کرده بودم به طور ناگهانی متوجه شدم که اعضای اتاق در حال صحبت پیرامون موزیک هستند !

گوش هایم را ناخودآگاه تیز کردم . مرد میانسال روبرویم که از قضا چهره متشخص و جا افتاده ای داشت وارد بحث شد :

_ ولی موزیک داریم تا موزیک آقا . همه آهنگ ها هم بد نیستند که . مثلا یه خواننده بود زمان جوونی ما که فک کنم الان دیگه نمیخونه . اسمش سروش هیچکس بود . چه قد این بشر خوب بود .

با تعجب سرم را بالا آوردم و در حالی که سعی می کردم با وسوسه ورود بحث مقابله کنم در سکوت به ادامه سخنانش گوش دادم :

_ بعد این سروش هیچکس یه رفیق داشت به نام مهدیار آقاجانی . یادمه واسش آهنگسازی می کرد . اصن یه چیز خاص بود . سن و سالیم نداشت تا جایی که یادمه . ولی نابغه بود آقا . نابغه ی خالص ! جوری موزیکو بالا پایین می کرد عشق می کردی . تازه سنتورم میزد با اون سن و سال !

توجه کنید ! وسط اتاق گزینش ! آن هم داخل یک شرکت دولتی ! گوینده ی سخن یک فرد میانسال و جا افتاده ! و موضوع بحث نبوغ مهدیار آقاجانی !

شما بودید به خودتان افتخار نمی کردید که جزئی از خانواده هیپ هاپ فارسی هستید ؟

کدام آهنگساز رپ فارسی را میشناسید که بدون خواندن حتی یک خط شعر ، این چنین در میان اقشار مختلف دارای کاراکتر باشد ؟ به راستی باید پرسید که مهدیار چه کرده است که از عهده دیگران تا کنون بر نیامده است ؟

شاید برای پاسخ به این سوال لازم است که برگردیم به دوران آغازین رپ فارسی . دورانی که هیپ هاپی ها به دو دسته تقسیم می شوند . دسته اول رپکن های تازه کارند و دسته دوم مخاطبانی که در تکاپو هستند تا تبدیل به رپکنی تازه کار شوند . وقتی کمتر کسی یافت می شود که علاقه مندی به ژانر های دیگر این حوزه مثل آهنگسازی نشان بدهد انتظار دارید آثاری غیر از بیت های خارجی و کاور شده بشنویم ؟

اما ناگهان سر و کله پسرک ۱۷ ساله قصه ما پیدا می شود . کسی که سنتور و قانون و ساز های های سنتی اش را زیر بغل می زند و می آید تا اولین انقلاب هدفمند در عرصه رپ فارسی را رقم بزند . انقلابی برگرفته از تلفیق موزیک سنتی و الکترونیک ! جنبشی که زمینه ساز می شود برای پی ریزی جریانی نو .

فرزند اول ِ این جریان ، جنگل آسفالت نام می گیرد . وقتی برای نخستین بار ساز ها و تلفیق هایی را در رپ فارسی می شنویم که تاکنون عادت داشتیم آن ها را در لابلای چهچه های اساتید تصنیف و موزیک سنتی بشنویم !

هر انقلابی همیشه مخالفین خاص خودش را دارد . انقلاب مهدیار نیز از این جرگه بی نصیب بود و از همان بدو شکل گرفتنش با مخالفین زیادی روبرو بود . کاری ندارم که ایجاد نسخه های ایرانیزه شده از رپ توسط مهدیار ، حرکتی صحیح بود یا نه . اما نمیتوانم انکار کنم که اگر مهدیار نبود شاید نهال کوچک رپ فارسی در دهه هشتاد هیچ گاه به درخت تنومند دهه نود تبدیل نمی شد .

تصور کنید که مهدیار آقاجانی از همان نوجوانی پای ساز های سنتی و دنیای خودش می نشست . و در انتها نیز تبدیل می شد به یکی از اساتید سنتور یا قانون !

اما چه بلایی بر سر رپ فارسی می آمد ؟ بدون ” جنگل آسفالت ” ، ” زیر و بم زیر زمین ، ” عدل ” و ” اشتباهخوب ” و … ؟

مهدیار امروز ۲۹ ساله شد . مرد بی کلامی که با نوای گام های موزیکش انگار به اندازه چندین و چند آلبوم برایمان سخن گفته است و اسمش در معروف ترین تکس های رپ فارسی جا دارد . از تبریکات و حرف های کلیشه که بگذریم این مقاله کوتاه را بهانه ای می کنم برای سپاس از پسرکی که به ناگاه تبدیل شد به مغزی متفکر برای مسیری جریان ساز . بهانه ای برای سپاس از مهدیار آقاجانی

تولدت مبارک مرد !

به قلم : معراج ناجی ( Rhvem )