مقاله

خیابان در «قاب»!

درباره فیلم هایی که در ایران و جهان برای گرافیتی ساخته شده است
از ترس تا ستایش!

شاید یک تناقض باشد. اینکه یک هنر خیابانی، اعتراضی، زیرزمینی و غیرقانونی تن به چارچوب های هنر هفتم بدهد و آفرینندگانش رو به روی دوربین یک فیلمساز بنشینند و با نقاب از عشق بازی های شبانه شان با دیوار بگویند. گرافیتی کارها در این بخش به دو دسته تقسیم می شوند. اول آن دسته که اعتقادی به مانور امور خیابانی در جا و مکانی غیر از خیابان ندارند؛ برای همین نسبت به حرکت های این چنینی بی اعتنا اند و در برابر پژوهشگران و مستندسازان گارد می گیرند. و دسته
دیگر که شیفته دیده شدن اند؛ آن ها همواره یک پای ثابت تمام مستندسازی های تصویری و نوشتاری اند. این گروه نه تنها ترسی از دیده شدن ندارند، بلکه با شوقِ فراوان به پیشنهادهای مختلف «بله» می گویند. در ادامه، با تقسیم بندی «ایران و جهان» فیلم هایی که درباره گرافیتی ساخته شده را بررسی می کنیم. البته
هرکدام هم زیرمجموعه هایی دارند: مثال ایرانی ها با زیرشاخه مستند و فیلم های کوتاه؛ فرنگی ها هم با زیرشاخه های مستند و داستانی.
گرافیتی در همه جای دنیا یک معنا دارد: هنری اعتراضی و خیابانی. اما هنرمندانی که در ایران و دیگر نقاط جهان به سراغ این هنر خیابانی رفته اند یک تفاوت اساسی دارند: در ایران، گرافیتی کارها اغلب باید هزینه هنرشان را پرداخت کنند! این تفاوت در فیلم هایی که در ایران و جهان ساخته شده هم قابل پیگیری است. در اکثر مستندهایی که در ایران تولید شده، ترس از گیر نیفتادن موج می زند، ترسی که در نمونه های خارجی چندان به چشم نمی خورد. در یک جمله می توان گفت در فیلم
های ایرانی با مشکالت گرافیتی کارها رو به رو به می شوید و در فیلم های خارجی با ستایش آن ها!

ایران

مثل تمام وقت هایی که حرف از «گرافیتی در ایران» به میان می آید، این بار هم باید از «الون» نوشت؛ گرافیتی کار با تجربه و زبردستی که از او به عنوان «پیشگام گرافیتی در ایران» یاد می شود. الون صاحبِ اولین ها در این حوزه است. نخستین تالش برای معرفی تصویری گرافیتی ایران نیز به او باز می گردد.

دیوار

الون در «کلاه استودیو» چند کلیپ درمورد گرافیتی ایران تهیه کرده است. این فیلم ها، یا با عکس و آهنگی که رویش گذاشته شده به انتشار رسیده، و یا با برش های کوتاهی از آثار این گرافیتی کار به هم وصل شده است. «دیوار» عنوان اولین مستندی است که الون از آن یاد می کند. در این مستند ۱۰ سال گرافیتی ایران بررسی شده است.

این کار توسط کلاه استودیو تهیه شده و هدف آن ارائه تصویری است از واقعیت آنچه در گرافیتی ایران می گذرد. سازنده سعی داشته مستند بازارمحور و سرگرمی ساز ارائه نداده، بلکه تصویری واقعی از آنچه اتفاق افتاده را به نمایش بگذارد. اولین پخش عمومی این فیلم در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ در سالن نمایش فیلم دانشکده شرق شناسی دانشگاه گوتینگن آلمان برگزار شد. متاسفانه تا به حال نسخه ای از این مستند در ایران به نمایش گذاشته نشده و بیش از این نمی توان درباره اش نوشت.

دست ها و دیوارها

این مستند ۸ دقیقه ای در سال ۹۲ ساخته شده است. «دست ها و دیوارها» عنوان «نگاهی کوتاه به گرافیتی ایران» را یدک می کشد. در این مستند، چهره گرافیتی کارها مشخص نیست و حتی نام شان هم زیرنویس نشده. اما با کمی دقت می توان متوجه هویت برخی از گرافیتی کارها شد! از سازنده اثر با نام «ک.ک» یاد شده که همان «کیوان کریمی» است؛

مستندساز مستقلی که در ادامه دست از سر گرافیتی برنداشت و کار دیگری هم در این حوزه به تصویر کشید. کریمی دوربینش را برمی دارد و با گرافیتی کارها همراه می شود. در این همراهی آنها از دغدغه هایشان می گویند. در یکی از بخش ها، گرافیتی کاری را می بینیم که شبانه در شهر قدم می زند تا محل مناسبی برای اجرای کار پیدا کند؛ او می گوید: »میریم اینور و اونورو نگا می کنیم. تایم می گیریم یبینیم چقد پلیس رد میشه، چقد آدمایی که ممکنه گیر بدن رد میشن. شب ممکنه امن تر باشه. اما هرکی که شب بیرونه برای یه کار خالفی اومده و این امنتیو ازبین میبره. گرافیتی کارِ دیگری هم می گوید: «نسبت به قبل فضا متفاوت شده. در اول به ما میگفتن که شما دیوونه یین. الان نگاه ها عوض شده و به ما و این حرکت جدی تر نگاه میکنن.» کریمی پالن های این مستند کوتاه را در کانال فاضالب، ساختمان متروکه و مناطق حاشیه ای شهر ثبت کرده است؛ مکان هایی که برای یک گرافیتی کار به نوعی «پاتوق» محسوب می شود.

نوشتن بر شهر

کیوان کریمی نام محترمی در جامعه گرافیتی ایران است. او را خیلی ها سازنده جامع ترین اثر تصویری در مورد گرافیتی کشور می دانند. آنچه بیش از هر چیز و جدا از نکات حرفه ای فیلمسازی در «نوشتن بر شهر» به چشم می خورد، نگاه مستقل کریمی است.

همین نگاه هم برای او دردسرساز شد و کارش را به اوین کشاند! این فیلم که بسیاری از منتقدان داخلی و خارجی آن را خوش ساخت دانسته اند، با بررسی گرافیتی در دوره های مختلف پیش می رود. کریمی به دلیل ساختن «نوشتن بر شهر» -که تاکنون هم در ایران به نمایش درنیامده- ۲۳ آذر ۹۲ بازداشت و در مهر ۱۳۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقالب اسالمی به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسالمی و توهین به مقدسات محاکمه و به شش سال حبس تعزیری و ۲۲۳ ضربه شالق محکوم شد. نوام چامسکی، فیلسوف و زبان شناس، کریمی را یک فیلمساز شجاع می خواند و در پیامی نگاه مستقل او را ستایش می کند. در ادامه بخشی از نریشن پیش نمایش این مستند آورده شده: «دیوارها بحرانىاند. در شهرها باال میروند و چهرهها و نامها و نوشتهها را به خود میخوانند؛ قدرتمندان و ضعیفان را، شعارها و شعرها و سرودها را. دیوارها را میخوانیم و درمییابیم که رؤیای مردمان شهر چیست. حاکمشان کیست؟ و آنها که به تغییر وضع موجود میاندیشند در واقع به چه میاندیشند. و ناراضیان چگونه از خفا به در میآیند و در تاریکی چیزی بر دیوار مینویسند که رو به آینده دارد و پشت به گذشته. دیوارها، یادآور انقالب مشروطه و ۵۷ و شور رهایی و خشم نهفته در زندانهاست؛ از قصر تا اوین. در شهر هیچ دیواری نیست که رد ماژیکها و اسپریها بر آن نمانده باشد حتی اگر سفیدِ سفید باشد. دیوارها و نوشتهها هیچگاه یکدیگر را رها نمىکنند، این عهد ابدی را نوشتن بر شهر گویند.»

طغیان رنگ ها

فیلمی در مورد گرافیتی و هنر خیابانی ایران است. تهیه کنندگی و کارگردانی این فیلم بر عهدهی پالیز خوشدل و زینب تبریزی است که قبال فیلم کوتاه «سالطین خیابانها» را که در مورد پارکور بود، ساخته اند. این مستند هفتاد دقیقه ای موانع و مشکالت هنرمندان گرافیتی در ایران را به تصویر میکشد و کارگردان فیلم برای هرچه بهتر نمایش درآمدن فیلم، زمان زیادی را با هنرمندان خیابانی و پروژههای آنها گذرانده است. تمرکز اصلی «طغیان رنگ ها» روی زندگی و فعالیت هنری پنج هنرمند
خیابانی است که در قالب چهار پخش نمایش داده میشود. این Lady Green وCK1 ،Omet ، Icy & Sotدیوارنویس پنج هستند.

باره های شهر

این فیلم یکی از جدیدترین کارهای ساخته شده است. کارگردان «باره های شهر» آیدین باقری دانشجوی رشته جامعه شناسی است. باقری فیلمش را «گذری کوتاه بر هنر شهری و گرافیتی ایران» معرفی می کند.

در این مستندِ ۷۰ دقیقه ای که در سال ۹۴ ساخته شده، گرافیتی کارهای زیادی از شهرهای مختلف کشور حضور دارند: ژئو،مسترکیلومیناتی، بم بم، دژ، kazz ،فردا، مد و … . موسیقی این کار را هم پیمان یارا از تشکل پالک به همراه پرفسور کیلومیناتی تهیه کرده. یکی از تفاوت های این اثر با نمونه های پیشین، حضور افرادی است که گرافیتی کار نیستند، اما زلف شان با این هنرخیابانی گره خورده است؛ از روزنامه نویس بگیرید تا گالری دار. راستی، «باره» به دیوار و حصار قلعه گفته می شود.

چگونه در ایران زنده بمانیم؟

شاید یک جور کل کل به حساب می آید؛ یک جور «دیس کردن» باشد. برای همین، هرکدام از گرافیتی کارها روی صفحه های شخصی شان یک یا چند کلیپ خودساخته و کوتاه از اجرای اثر دارند. پالن هایی که اغلب با دوربین های گوشی ثبت و یک موزیک رپ روی شان گذاشته شده. تعداد این نوع فیلم ها زیاد است. برای همین به یک مورد بسنده می شود.

«تجسم» نام یکی از گرافیتی کارهای قدیمی مشهد است. او در کلیپ کوتاهی با عنوان «چگونه در ایران زنده بمانیم؟» صحنه هایی را به تصویر می کشد که گرافیتی مشهد و ایران را جسور، قدرتمند و بی محابا نشان می دهد. این صحنه ها شامل کار زدن روی قطار، روی دیوارنویسی های مذهبی شهر مشهد، روی پل و کار زدن در مترو است که با یک ریتم تند پشت سر هم قرار گرفته. «تجسم» یک اتفاق در گرافیتی ایران است؛ جسور و بزنگاه شناس. او بی پرده حرف می زند و به تنها چیزی که می اندیشد گرافیتی است. دیگر برایش فرقی ندارد که پای چه کسی در میان باشد. «تجسم» پیش از این در یک پست توئیتری از کسانی که با مستندسازان همکاری می کنند انتقاد کرده بود. او همچنین از اینکه چرا کسانی که در این حوزه کار می کنند ربطی به گرافیتی ندارند، شاکی است: «یه مشت خالتور سودجو مستند بستن فرهنگ هیپ هاپ و بررسی گرافیتی. بعد اونوخ یه گرافیتی آرتیست بین شون نیس! هوهو.» او در ابتدای کلیپ سه دقیقه و ۲۴ ثانیه ای اش می نویسد: «تصویری که در این فیلم می بینید بیان کننده نوعی اعتراض مردمی (اعتراض به جنگ، فقر، بی عدالتی، گرانی، فساد اقتصادی، دروغ، تزویر، جهل و …پ) است و به هیچ عنوان پیرو و مقلد هیچ حزب، مذهب و آیین مشخصی (اسالم، زرتشت، شیطان پرستی و …) نمی باشد. همچنین مروج هیچ رفتار ناپسندی در جامعه نخواهد بود و صرفا برآمده از شرایط موجود در جامعه ایران و واکنش نسبت به آن ها است. با این وجود هستند عده ای قاضی و عالم و دکتر که همه چیز می دانند و ممکن است بعد از انتشار این فیلم منافع خود را در خطر ببیند لذا برای تامین امنیت افرادی که صدا و تصویر آن ها در این فیلم می باشد تمامی افراد مذکور قبال از کشور خارج شده یا هراس از ماندن و مرگ ندارند.» تجسم در بخش دیگری از این فیلم نوشته: «متاسفانه به دلیل تالش برای بیشتر زنده ماندن مجبور به حذف برخی از تصاویر در تیزر، تا انتشار رسمی فیلم کامل شدیم.»

جهان

همان طور که در ابتدای این متن، از گره خوردن گرافیتی ایران با نام «الون» گفتیم؛ اینجا هم باید از «بنکسی» حرف بزنیم. در اکثر کارهای تصویری نام این هنرمند خیابانی به چشم می خورد. بنکسی یا خود تولیدکننده است و یا به نوعی در اثر حضور دارد. تعداد فیلم های داستانی و مستندی که در زمینه هنر خیابانی پدیدار می شوند، در حال افزایش است. تماشای همه آن ها شاید غیر ممکن باشد و یا زمان بسیار زیادی را طلب کند. با وجود جهت گیری ها و ژانرهای متفاوت، اعم از پوشش هنر خیابانی در شهرها تا پوشش هنر خیابانی در مقیاس های جهانی، در ادامه چند عنوان از جذاب ترین فیلم ها در هر دو نوع مستند و داستانی که جنبش هنر خیابانی جهانی و تاثیر آن بر فرهنگ شهری را نشان می دهد، بررسی می کنیم.

Exit Through the Gift Shop

این فیلم داستان ارتباط مغازه داری غیرطبیعی با فیلم سازی ناشی را روایت می کند. در واقع این مستندِ داستانی به معرفی بنکسی می پردازد. بنکسی، نام مستعارِ هنرمند گرافیتی و نقاش بریتانیایی است که سال ها فعالیت خود را پنهانی نگه داشته است. با این حال او مشهورترین هنرمند خیابانی محسوب می شود و تعدادی از آثارش بین ۵۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون دالر در حراجی ها فروخته شده است! این هنرمند معترض، تاکنون در برابر دوربینهای عکاسی و تلویزیونی ظاهر نشده و کسی چهره او را ندیده است. فیلم «خروج از مغازه کادو فروشی» که خودِ بنکسی آن را تهیه و تولید کرده، به توصیف رابطه اش با شخصیت عجیب و غریب «تیری گوئنا»، هنرمند فرانسوی-آمریکایی که در لس آنجلس زندگی می کند، می پردازد. او به آکادمی اسکار پیشنهاد داده بود با لباس مرسوم خود -که چهره او را می پوشاند- در مراسم اسکار شرکت کند اما آکادمی این پیشنهاد را رد کرد. بنکسی کمی بعد با خلق گرافیتی ای از خودش با کاپشن معروفش که جای مجسمه اسکار ایستاده و چند نفر که لباس هایی مشابه با لباس شخصیت های فیلم جنگ ستارگان «جرج لوکاس» به تن دارند و مشغول فیلمبرداری از او هستند به این مساله واکنش نشان داد. خروج از مغازه کادو فروشی طعنه زننده است؛ طعنه به تمام کسانی که در مورد آثار هنری جاهالنه و متناقض نما قضاوت می کنند.

این فیلم شامل صحنه های منحصر به فردی از بسیاری از هنرمندان گرافیتی مشهور جهان است. تیری گوئنا مرد سیبیلوی دوربین به دست، که تصویربرداری را از ثبت وقایع زندگی خود شروع می کند، رفته رفته با هنرمندان گرافیتی آشنا می شود و شروع به تصویربرداری از آنان می کند و این گرافیتی کاران هم او را با نام بنکسی آشنا می کنند. گوئنا که مدام در حال فکر کردن به بنکسی است کامال اتفاقی در سفر بنکسی به لس آنجلس راهنمای او می شود و باز دوربین به دست همچنان کارهای او را ثبت می کند. جایی از فیلم بنکسی به گوئنا پیشنهاد می کند که از تمام تصویرهایی که برداشته فیلمی بسازد و به معرفی هنر خیابانی بپردازد. محصول نهایی گوئنا فیلمی بی سرو ته است. کمی بعد گوئنا به عنوان یک گرافیتی کار و باز به پیشنهاد بنکسی وارد عرصه گرافیتی می شود و شروع می کند به خلق آثار خود و نام «برین واش» را برای خود بر می گزیند و در ادامه ظاهرا یک شبه ره صد ساله را می رود. بنکسی خود ساخت فیلم را به دست می گیرد، تدوین گران این فیلم بیش از ۱۰۰۰۰ ساعت فیلم از برین واش را تماشا می کنند تا چند دقیقه اثر قابل استفاده از فیلم بیرون بکشند، کار به جایی می رسد که ژانت کاتسولیس منتقد فیلم نیویورک تایمز بعد از تماشای فیلم یک اصطالح جدید برای فیلم خلق کرد: «پرنکومنتاری». ژانری جدید با تم شاعرانه با سبک اجتماعی ذهنی و درونی. برگرفته از prank به معنی «شوخی آمیخته به فریب» و documentary به معنی «مستند». بعد از تماشای فیلم سوالاتی که مطرح می شود بیشتر در مورد خود بنکسی است تا فیلم. باید گفت که بسیاری فیلم را ساختگی دانستند و این امر واکنش بنکسی را در پی داشت. او در پیامی که از لس آنجلس برای نیویورک تایمز فرستاده بود، گفت: «من نمی دانم چرا بسیاری از مردم فکر می کنند این فیلم جعلی است. این مرا آزار می دهد که آن را باور ندارند. من هرگز نمی توانستم طرحی به این خنده داری بنویسم.»

Style Wars

مستندی تحسین شده محصول سال ۱۹۸۳ .این فیلم به سراغ فرهنگ هیپ هاپ رفته اما تاکیدش بر نقاشی های دیواری و برک دنس(نوعی از رقص خیابانی) است. کارگردانیِ این فیلم بر عهده تونی سیلور بوده و در نهایت از شبکه PBS پخش شده است. از این فیلم به عنوان سندی از فرهنگ خیابانی نیویورک و هنر گرافیتی اوایل سال ۱۹۸۰ نام می برند، سال هایی که این هنر به لحاظ رشد و فراگیر شدن سیر صعودی اش را آغاز کرد، سال هایی که فرهنگ پاپ و پدیده های حاصل از آن سراسر جهان را فراگرفته بود.

کارگردان در این فیلم چند تن از هنرمندان خیابانی که در تلاش اند خود را از طریق هنرشان نشان دهند، دنبال می کند؛ و زمانی فرا می رسد که آن ها چشم انداز شهری نیویورک را تغییر می دهند.

Dirty Hands: The Art and Crimes of David Choe

فیلمی مستند است که در سال ۲۰۰۸ درباره «دیوید چو» و نقاشی های دیواری اش به کارگردانی هری کیم ساخته شد. این کارگردان لحظات مهیجی از زندگی هنری چو در طول هفت سال را به تصویر کشیده و مشخصات جسورانه ای از یک هنرمند خیابانی را نشان می دهد.

Infamy

«رسوایی» عنوان مستند بلندی است ساخته داگ پری. کارگردان در فیلم به سراغ شش گرافیتی کار بی پروا و پرکار رفته و یک روز از زندگی آنها را در آمریکا به تصویر کشیده است.

او همچنین با یک پاک کننده گرافیتی، که از راه پاک کردنِ طرح ها زندگی اش را می گذراند همراه شده است. این سفر، سفری پرمخاطره، طنزآمیز و رنگارنگ به درون زندگی پرخطر آن ها است که روان پیچیده هنرمندان و دالیل تمایل شان را در به خطر انداختن همه چیز برای نقش زدن بر دیوارهای شهر آشکار می سازد.

Bomb the System

فیلمی به کارگردانی و نویسندگی آدام بهالا و بازی مارک وبر که در سال ۲۰۰۲ ساخته شده است. این فیلم پروژه ای دانشجویی است محصول مدرسه فیلم نیویورک که تماما در خیابان های شهر فیلمبرداری شده و حول زندگی گروهی از هنرمندان خیابانی می چرخد؛

گروهی که قصد دارند سمبلی در شهر ایجاد کنند؛ تصویری فراموش نشدنی از یک شیوه زندگی که اغلب غیر قابل درک است. این فیلم به بررسی موضوعات اساسی فرهنگ گرافیتی می پردازد. چند نفر از گرافیتی کارهای شناخته شده در ساخت این فیلم نقش داشته اند.

Gold Along the Banks

این فیلم مستند به صورت مستقل ساخته شده و داستان آن درمورد نسل جدیدی از هنرمندان شهر بلگراد است. Gold Banks the Along زندگی و رویای هنرمندان خیابانی شهر را به تصویر می کشد؛ کسانی که با هنر خود و بدون هیچ کمک مالی و وابستگی سیاسی، موفقیت هایی به دست آورده اند.

This Is Berlin Not New York

«اینجا برلین است، نه نیویورک» عنوان مستندی است به کارگردانی اتان مینسکر که به بررسی هنر معاصر غرب و چالش تجارت و خالقیت میپردازد. این مستند، سفر یک گروه از هنرمندان جوان و بااستعداد نیویورکی را روایت می کند که در سال ۲۰۰۷ به برلین رفته و همکاران آلمانی خود را مالقات می کنند.

این گروه به مدت ۱۰ روز در برلین اقامت می کنند. ما با یک فیلم سرگرم کننده مواجه هستیم که نگاهی الهام بخش به هنر شهری برلین و نیویورک دارد.

Wild Style

چارلی آهرن «سبک وحشی» را در سال ۱۹۸۳ ساخت؛ فیلمی که عنوان اولین فیلم هیپ هاپ را یدک می کشد. سبک وحشی ترکیبی است از یک فیلم موزیکال و مستند. کارگردان با انتخاب لوکیشنی در اطراف مترو، اجراهای واقعی و برجسته پیشگامان هیپ هاپ را با تصاویر گرافیتی ادغام کرده است: دو هنر خیابانی در کنار هم و تکمیل کننده یکدیگر.

به قلم امیر هاتفی نیا

4 نظر

اینجا کلیک کنید تا نظرتان ارسال شود