آمیزه

خروج از کلیشه‌ی فرم-محتوا (بخش آخر)

بخش اول این مطالب بیشتر راجع به نگاه ساختاری به مبحث فرم و محتوا بود و در بخش دوم بیشتر به فرم در آثار رپ فارسی پرداختم در بخش سوم مایلم دریافتی‌های شخصی خودم طی همه‌ی این سال‌ها از باب محتوا در آثار رپ فارسی را بنویسم به این دلیل که این مطلب بیشتر تحلیل‌های شخصی بنده است و ممکن‌است عده‌ای آن‌ را موهن یا سخت‌گیرانه بخوانند قبل از این دست قضاوت‌ها تقاضا دارم تعریف خودم از محتوای مفهوم محور را بگویم٬ در این لحظه‌ از زندگی فکر می‌کنم آن محتوایی مفهوم محور است که به شکل صریحی با یک اندیشه‌ی منسجم مربوط باشد.
ما محتوای یک شعر رپ را معمولا در اندیشه جست و جو میکنیم دنبال جملات قصار و عبارات پیچیده ای میگردیم که نشان دهد محتوای آن شعر مناسب بوده‌است اما نکته ای که باید به آن توجه شود این است که شعرهایی که ما به عنوان شعرهای مفهوم محور می‌پذیریم بیشتر اشعاری فضاساز یا متخیلند و یا خیلی به احساسات مربوط میشوند.
خیلی از این آثار بیش از اینکه اندیشه گرا و مفهوم محور باشند اتفاقا فرمیک و فضاسازند یا با بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی قصد دست‌یابی به یک فرم شخصی دارند یا همین نتیجه را با ابزاری مانند استفاده از کلمات غیر محاوره می‌جویند. حقیر به عنوان شخصی که حدوداً بیش از یک دهه‌ از رپ فارس را تجربه کرده ام به تعداد انگشتان یک دست هم رپکن های اندیشه گرا نمیشناسم خصوصا در سالهای اخیر رپکن هایی مطرح شده اند که مخاطبینشان بیشتر دنبال کننده ی توهم اندیشه هستند تا اندیشه‌ی خالص.
در مقیاس های بزرگتر سالها زمان میبرد تا افرادی مانند گوته متولد شوند تا هم از لحاظ هنری شاخص باشند و هم اندیشه ی منسجمی از خود داشته باشند احتمالاً این ایده‌آل ترین نوع نگاه به اندیشه در آثار هنری‌است و زمان می‌برد تا حتی در شاخه‌های اصلی هنر افرادی استثنایی ظهور کنند که چنین قدرت تفکیکی در ارائه آثار هنری و هم‌زمان در ارائه‌ی اندیشه داشته باشند در مقیاس های کوچک اما حداقل باید دنبال هنرمندانی کنجکاو یا آن دسته از مخاطبان اندیشه باشیم که دستی بر هنر دارند. در رپ فارسی اگر کمی ایده‌ال تر به محتوا نگاه کنیم این نوع رپکن‌ها کمتر از انگشتان یک دست هستند و نگاه کانفورمیستی مخاطبان این هنر به محتوا تنها باعث می‌شود با توجه به پیشینه‌‌های ذهنی و تعصبات جناحی رپکن‌های مورد علاقه‌ی خود را سارتریزه کنند گویی ما در این‌ شعرها به دنبال سخنان سارتر و کامو میگردیم که به اندازه‌ی کافی در آثار خود این بزرگان موجود است و فقط باعث می‌شود ارجاعات فرمیک از این دست٬ بینامتنیت طلقی شود. این نوع از داعیه که رپ‌فارس مفهوم محور است به همراه این تحسین‌های بی‌مورد در نهایت باعث منزوی شدن محتوا در رپ‌فارس می‌شود شخصاً هم ادعای مخاطبین رپ‌غیرفارسی مبنی بر مفهومی شدن رپ‌فارس و کاهش فرم در این آثار و هم ادعای هواداران افرادی که موسوم به رپکن‌های مفهوم‌محور هستند باطل می‌دانم چه از حیث پتانسیل کمی که در زبان فارسی برای رایمینگ و فلو وجود دارد و چه از حیث شعر بنا به دلایلی که بالا عنوان شد رپ‌فارس بیش از این نمی‌تواند فرمیک باشد!

نویسنده: حمید

افزودن دیدگاه