مقاله

جوهره‌ی هنری VS تربیت‌ هنری

ایده ی یک (جوهره ی هنری):
هنر در ذات هنرمند است او ذاتا با استفاده از احساساتش غلیان وجودیش را در یکی از شکل های هنری ، بیان میکند یا ساختار جدیدی به این اشکال می افزاید (فرم قدیم مانند نقاشی ، فرمی که جدیدا ساخته شده مانند ویدیو آرت یا حتی رپ ) او میتواند با تفکراتش آن را صیقل دهد اما به سبب ذات جست و جوگرش به آن دست میابد نه کنجکاوی و تفکر

ایده ی دو (تربیت هنری):
هنر دست یافتنیست فرد با استفاده از تفکر و تعقل میتواند آثاری شایسته خلق کند و به پویایی جامعه اش کمک کند او با کمک احساساتش صرفا آن را بیان میکند ، ذات نقش اساسی بازی نمیکند و احساسات که برگرفته از ذات آدمیست صرفا اثر پذیری آن را بیشتر میکند

این دو ایده به دفعات در رپ فارسی رو به روی هم بوده اند اما به مشخصا جوهره ی هنری و تربیت هنری بیشترین استفاده را  به صورت حرفه ای تر در مباحث مربوط به رویارویی فرم و محتوا دارند ، در ابعاد خیلی بزرگتر و البته بلا تشبیه ، عقل و دل ، فرم و محتوا ، عارف و فیلسوف ، محبوبیت و شهرت ، انزوا و ارتباط ، اصالت و تربیت ، دموکرات و بنیاد گراست و از اول تاریخ بشر تا بحال در حال تکرار است ….. مهمترین نکته این است که ما در ابتدا بپذیریم هر دو ایده وجود دارند و عده ای مسائل را به یک شیوه و عده ای به شیوه ی دیگر می‌بینند “پذیرش” اولین شرط برای قضاوت فرا‌جناحانه بین مسائل است تا ما را به سمت ایده ی سوم راهنمایی کند

ایده ی سه (ایده ی منتقد یا مشاهده گر) – فراجناحانه :
یک مشاهده گر با توجه به ایده های موجود ایده ی منحصر به خودش را می‌سازد او با توجه به تفکر و البته احساسات اصول را واکاوی کرده و آنها را شخصی سازی میکند تا به ایده آل خود دست یابد او ممکن است کلاژی از ایده های موجود باشد ولی به هیچکدام کاملا متعهد نیست ! به طور مثال شما مشاهده گرید اگر با دو ایده که قبلا نوشتم کاملا موافق یا مخالف نبودید و در صدد بودید به آن اصولی بیفزایید یا از آن کم کنید و اما منتقد مشاهده گریست که ایده های خود را انسجام بخشیده و آن را قابل دفاع کند ! سپس از تریبون  های مختلف آن را ابراز کند…. نگاه فراجناحانه از هیجان کلی یک مسئله کم می‌کند ولی در نهایت به یک “ابراز” که کمتر به سمت های مختلف آلوده است نزدیک می‌شود !

نویسنده : حمید

تگ‌ها