مقاله

توپاک؛ «الگو» یا «جرقه ای برای تغییر»؟

متن رو با دو تا جمله از توپاک شروع می‌کنم :
۱٫ من نمی‌پذیرم الگو باشم. (۱)
۲٫ من نمیگم دنیا رو تغییر میدم، اما تضمین میکنم جرقه ای تو ذهن (کسانی) میزنم که دنیا رو تغییر بدن. (۲)

جوی که امروزه تو دنیا ایجاد شده، از توپاک بتی ساخته که هرچی گفته رو وحی مُنزل میدونن و اکثر طرفداران توپاک در حال الگوبرداری از این شخصیت بزرگ هستند. از نوع لباس پوشیدن گرفته تا ماریجوانا کشیدن، فحاشی کردن، دختربازی و غیره. حتی اگه عمیق تر بررسی کنیم، میزان نکات ناپسندی که از توپاک الگوبرداری میکنن، خیلی بیشتر از نکات پسندیده مثل طغیانگری، رک گویی، تعقل، تغییر و… هست. این در حالیه که کلاً الگوبرداری مخالف مسیر توپاکه.
از نظر من توپاک یه شخصیت در حال تغییر بود و این «تغییر» رو جای جای مسیر کوتاه هنریش نشون داد. توپاک فقط ۲۵ سال داشت که به قتل رسید. فردی که تو فقر، اعتیاد مادر، بدون پدر، مناطق فقیرنشین و… زندگی کرد و با انواع معضلات از جمله کار اجباری، موادفروشی، مصرف مواد مخدر، فرار از مدرسه و… درگیر شد. چنین فردی تونست علی رقم تمامی این مسائل، خودش رو بالا بکشه و پیشرفت کنه.
اگر مستند «توپاک : رستاخیز» رو مشاهده کنید، خواهید دید خیلی جاها توپاک نسبت به بسیاری از رفتارهای بد گذشته اش ابراز ندامت کرده و سعی کرده خودش رو اصلاح کنه. رفتارهایی مثل فحاشی، موادفروشی و…

نکته ای که هیچ وقت نباید فراموش کنیم اینه :
اگه ما علاقه مند توپاکیم، باید راهش رو ادامه بدیم، نه اینکه راهش رو تکرار کنیم!

موردی که بسیاری از افراد ازم سوال کردن، بی بند و باری ها و استفاده های ابزاری از اندام زنان هست که توپاک برخی جاها و در رأسش تو موزیک ویدیوی I Get Around داشته. در این باره باید عرض کنم اگه یه بررسی اجمالی تو کارهای توپاک داشته باشید خواهید دید این سبک کارها درصد بسیار پایینی در بین کارهای توپاک داره. ناگفته نماند توپاک تو مصاحبه‌ای در این باره گفت « وقتی یه نفر ازم بپرسه “تو از زن ها هم بهره می بری؟” درجوابش میگم: با اجازه ی اون حتی ممکنه تو یه ویدئو به باسنش هم ضربه بزنم»
این جمله‌ی توپاک گرچه با پیشفرض‌های لیبرالیسم ظاهراً مشکلی نداره، ولی ختم ماجرا نیست و نقدهای زیادی بهش وارده. کسی که توپاک رو «الگو»ی خودش قرار داده باشه، به خودش اجازه‌ی نقد نمیده ولی اگه توپاک «جرقه‌ای برای تغییر» تو ذهنمون باشه قطعا برای «ادامه دادن» و نه «تکرار» راهش نیاز به نقد داریم. همونطور که خود توپاک اشتباهات گذشته اش رو پذیرفت و پیشرفت کرد. و مطمئناً اگه نمی‌پذیرفت، یه موادفروش معتاد تو سری خور باقی می‌موند و من و شما حتی اسمشم نشنیده بودیم. اگر ما آثار فلاسفه‌ی بزرگ دنیا رو مطالعه و بررسی کنیم، علوم جدید و استفاده‌های ابزاری از اندام زنان و همچنین خشونت‌ها علیه زنان رو مطالعه کنیم، قطعاً اینجور فعالیت های توپاک رو هم در کنار موادفروشی و کار اجباری که یه روزی می‌کرده، به عنوان آسیب خواهیم دید و می‌تونیم راهش رو اصلاح کنیم و بهتر ادامه بدیم.
ما باید بلوغ فرهنگ هیپ هاپ رو جدی بگیریم… وقتی کی.آر.اس-وان (فیلسوف هیپ هاپ) میگه خوندن از در و داف و پول و… کار پسربچه هاست و کار مردها نیست و جنبش هیپ هاپ با زنان و مردان بزرگ شروع شد، این یعنی بلوغ فرهنگ هیپ هاپ! همین بلوغ فرهنگ هیپ هاپه که یه دختر فراری رو تبدیل میکنه به کنی آغکانایی (Keny Arkana : ام‌سی زن فرانسوی) که چنین حرفای پخته‌ای می‌زنه.
این بلوغ هیپ هاپه که بهرام رو از نوجوونی که آهنگ «گیریبکس» رو می‌خونه تبدیل میکنه به بهرام اشتباه خوب با اون همه تفکرات علمی.
—-
(۱) Ghetto Gospel : I refuse to be a role model
(۲) I’m not saying I’m gonna change the world, but I Guarantee that I will spark the brain that will change the world.

نویسنده: ایمان قاسمیان

3 نظر

اینجا کلیک کنید تا نظرتان ارسال شود