مقاله

بت،بت‌ساز،بت‌شکن ؛ دوشادوش یکدیگر

پیشرفت فضای مجازی و دنیای دیجیتال ، موسیقی زیرزمینی ایران را وارد مرحله‌ی جدیدی کرد ، مرحله‌ای فراتر از انتظار که باروری‌ها و گاهاً ناباروری هایی را پیشِ روی هنرمندانش قرار داد .

باروری‌هایی که طی چند سال اخیر از پیشرفت ساز و کارهای موسیقایی به کار رفته در این ژانر به چشم میخورد تا هم‌دلی ها و هم‌صدایی هایی که به لطف این پیشرفت حاصل شده است لاکن هر دارویی عوارضی دارد و شاید عوارض این پیشرفت این روزها بر روی ریشه‌ی این بستر سایه افکنده است .
تولیدات رپ فارسی از همیشه کمتر شده است و صحبت های توییتری و خط و نشان کشیدن ها حتی از دوره‌ی نخستین شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک که این سبک موسیقی در آن‌ها جریان داشته بیشتر و بیشتر شده است .

رفتارهای متناقض هنرمندان سبب آن شده است تا مخاطبان دچار سرگشتگی شوند و بدون دلیل خاصی شروع به ساخت بتی بی‌بدیل‌تر از سامری می‌کنند ؛ مارگارت آتوود در کتاب چند سال بعد می‌گوید حضور عینی انسان نمی‌تواند با سایه‌ی درخشانی که در نبودنش ایجاد شده برابری کند ! همین است ، نبود هنرمندان تاثیرگذاری همچون بهرام نورایی ، سروش هیچکس و امثالشان در حال و روز این روزهایشان باعث شده تا بی سر و ساماني عجیبی بین مینیموم های این سبک شاهد باشیم .

هواداران بت‌های عجیبی از هنرمندان مورد علاقه‌شان ساخته اند و هنگامی که با شخصیت یا اثری متفاوت از ذهنشان رو به رو می‌شوند دیوار آلمان دربرابرشان فرو میریزد و هیجانات کنترل نشده‌ی خود را غالباً در نظرات شبکه های اجتماعی بیان می‌کند ؛ شاید یکی از صدها علل معذلات فعلی این است که هنرمندان مدت زیادی را در غارهای تنهاییشان سپری می‌کنند و کمتر در تعامل با مخاطبانشان هستند ، در بین هنرمندان به اصطلاح آن طرف آبی قضیه‌ی پرسش و پاسخ ، مصاحبه و از این دست برنامه‌ها به شدت مرسوم می‌باشد ، اما متاسفانه این مسئله در بین هنرمندان زیرزمینی ایران خیلی محدود دیده می‌شود و از این هنرمندان می‌توان مثل علیرضا جی‌جی و بهزاد لیتو نام برد و از معدود هنرمندان انتزاعی که این کار را انجام می‌دهند میتوان از ش.ن نام برد .

صحیح یا غلط ، خوب یا بد ؛ در این روزها هنرمندانی که سعی در بت‌سازی از شخصیت‌ها داشته‌اند تغییر جهت داده‌اند و در مسیر دیگری قراره گرفته‌اند ، آن‌ها بر این عقیده اند که هیچ بتی در موسیقی زیرزمینی وجود ندارد اما به نظر می‌رسد این‌ها صدای دهل از دور خوش است‌ای بیش نیست ، این سخنان تا عمل فرسنگ‌ها و کیلومترها فاصله دارند ، این روزها بسترسازی‌ای در تنها سبک موسیقی ایران که دارای جریان و بستر است انجام نمی‌شود ، تولیدات به حداقل رسیده است و هنرمندان همچنان در سایه‌ای از هنر ایستاده‌اند و سخن از تولید میگویند ، رپ فارسی عاری ز تولید مانند زنبور بدون نیش است ! میتواند تولید کند اما در جای دیگری کنار کافکا ایستاده است و میدان را به نا اهل‌ها سپرده است .

متاسفانه تا زمانی که هنرمندان در صحنه حاضر نباشند نمیتوانند دم از عدم وجود بُت‌ها در این موسیقی بزنند ، بُت ها هستند و شاید بُت‌شکن های امروزی آن‌ها را ساخته اند ، لازمه‌ی هنر بُروز آن است ، و شاید لازمه‌ی این روزهای موسیقی زیرزمینی ایران رها کردن صفحات مجازی و بدست گرفتن قلم و کاغذ است، دغدغه‌ی بسیاری از هنرمندان صاحب نام این است که با این فرهنگ مخاطب‌ها نمیشود کار کرد و باید روی مخاطب کار کرد ، اما به نظر می‌رسد فرهنگسازی از طریق صفحاتی مثل توییتر ، اینستاگرام بدون تولید میسر و کارگر نیست و این دو عنصر باید دوشادوش یکدیگر به کار گرفته شوند .

یاغی های متعصبی که هنوز درک کاملی از اشتباه‌ خوب نداشته اند ، هفت‌خط های جری که بدون آنکه دید کاملی نسبت به نگار داشته باشند در پی آنند که علی سورنا در فلان صفحه اول شود و رکورد کامنت جا به جا کنند (!) ، ملتفتی هایی که بدون درک ابعاد چرا مجاز منتشر نمی‌شود به کل‌کل با سایر طرفداران می‌پردازند ، ما حصل آن چیزی است که بُت‌ها از این موسیقی ساخته‌اند ؛ شاید زمان خاک گرفتن از روی میکروفون‌ها فرا رسیده باشد .

 

نویسنده : علی نُدیسم

2 نظر

اینجا کلیک کنید تا نظرتان ارسال شود

  • بت سازی از طرف مخاطبا انجام میشه و رپرها باید رفتارشون طوری باشه که مخاطبا ازشون بت نسازن ولی بازم هر کاری کنی یه سریا عاشق بت ساختن هستن و بت میسازن. در مورد آهنگ ندادن رپرهای قدیمی بنظرم این مشکل اصلی رپ فارسی نیس بیشتر کمبود استعداد و کار و ایده جدید هست که ضربه میزنه

  • هنر یعنی تعامل؛ به خصوص در شرایط فعلی که همه جوره شرایط تعامل بین هنرمند و مخاطب با وجود شبکه های اجتماعی گسترده امکان پذیره.
    تلاش بی وقفهٔ هنرمندان زیرزمینی برای تبدیل شدن به یک بت در جامعه ای که شیفتهٔ بت پرستیه، بزرگ ترین اشتباه حال حاضر موسیقی زیرزمینی ماس.
    فلسفه ی هنر زیرزمینی در واقع همینه که سکوت نباشه و به طرق مختلف تلاش کنن واسه بیداری نسل ما.
    من چون دوران قدیم رپ رو دیدم؛ اون صفا و صمیمیت رو دیدم (نمونه ش یه ویدیو برای معرفی امید قدر که حتی بهرام و آتور و هیچکس و پیشرو توی ویدیو حضور دارن، چون این بازیا هنوز مد نشده بود)٬ شاید پذیرش این جریانات برام خیلی سخت باشه.
    مطالبات من به عنوان شنونده از هنرمند مورد علاقه م، چیز پیچیده ای نیست. اینکه من از علی سورنا توقع داشته باشم که بیاد یه اجرا از یکی از آهنگاش مثل مجنون شهر داشته باشه توی این مدت دو سال سکوتش، فکر نمیکنم توقع زیادی باشه ولی همین هم دریغ میکنن از من.
    فکر نمیکنم اگر هنرمند واسه من احترام بذاره و بیاد توی کانالش هرازچندگاهی با من صحبت کنه، توقع زیادی باشه.
    خب من خودم یه روز به خاطر تعصبی که به این سبک داشتم، رو دیوار اتاقم تو خوابگاه دانشگاه، عکس رپرا رو زدم بالای سرم…از صفیر و کابوس و فرشاد و سجاد رجبی و آئین و همزاد و آرش انورتو و عارف بگیر تا علی سورنا و بهرام و هیچکس…ولی امروز شاید عاقل تر شدم و واقعیت ها رو دیدم و هیچ تعصبی ندارم به رپ…بی تفاوت تر از همیشه…برام مهم نیست که کی کِی آهنگ قراره بده…چون هنرمند با من نمیخواد رو راست باشه.